تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
دادند « 1 » كه آن دروغ‌گوى ديگرباره آمده « 2 » تا چه دروغ « 3 » آورده باشد « 4 » بازرگان قصه نوشت به خدمت خان « 5 » كه پادشاه بىسببى مرا از خدمت « 6 » خود براند و با من حسن « 7 » مجاملت به جاى نياورد و به كلمه‌اى كه در خدمت عرضه داشتم بى آنكه تفحص فرمايد « 8 » مرا مهجور كرد ، اكنون آمده‌ام « 9 » و مصداق قول خود آورده « 10 » ، ده شترمرغ با خود داشتم « 11 » و اين ساعت يكى بيش زنده نمانده است و نه ديگر هلاك شدند تا پادشاه بعد ازين بر بازرگانان استخفاف نكند كه خداوند تعالى بر « 12 » آفرينش هرجانورى كه خواهد قادرست ، و اين به نزد من و تو مستحيلست « 13 » اما در قدرت « 14 » و افرينش او « 15 » محال نيست « 16 » . پس خان او را به پيش خود « 17 » خواند و گفت بيار تا مشاهده كنيم « 18 » . پس بازرگان بفرمود تا آهن‌پاره‌ها « 19 » قدر « 20 » صد درم « 21 » بتافتند و بياوردند « 22 » چنان كه بر مثال شعلهء آتش شد « 23 » و در پيش او مىانداختند و او مىخورد « 24 » و در معدهء او مىگداخت « 25 » [ و ] بعد
هامش
( 1 ) - متن : و از آمدن او شاه چين را اعلام داد ، مج : و خان را از رسيدن او اعلام دادند ( 2 ) - متن : گفت آن دروغگوى باز آمده است ( 3 ) - متن + دگر ( 4 ) - متن + و الا من او را در پيش خود راه ندهم ( 5 ) - متن + و در آنجا ذكر كرد ( 6 ) - مج - خدمت ( 7 ) - مپ 2 و مج - حسن ( 8 ) - متن : فرمودى ( 9 ) - مج - آمده‌ام ( 10 ) - متن + ام ( 11 ) - مج : آورده بودم ( 12 ) - مج - بر ( 13 ) - مج : مستحيل باشد ( 14 ) - مج + خداى عز و جل ( 15 ) - مج : آن + و امثال آن ( 16 ) - مپ 2 - كه خداوند تعالى . . . محال نيست ( 17 ) - مپ 2 و مج - پيش خود ( 18 ) - مج : كنم ( 19 ) - مج : تا انگشت‌ريزه‌ها ( 20 ) - مج - قدر ( 21 ) - مج + و دويست درم ( 22 ) - مج : بياوردند و آن را بتافتند ( 23 ) - مپ 2 - شد ( 24 ) - مج + و بعد از زمانى ( 25 ) - مپ 2 - در معده او مىگداخت