اصحاب « 1 » عنا و اى خداوندان ثروت ببخشاييد برين « 2 » عورت كه دخترىام از خاندانى « 3 » كه از كثرت به قلت افتادهاند « 4 » و به محنت گرفتار شده « 5 » . تمامت « 6 » آن بازرگانان « 7 » در كمال آن دختر حيران بماندند و هركس قراضهاى « 8 » بر كف او نهادند « 9 » . يكى از آن « 10 » جمله « 11 » گفت : اى دختر ؛ جمالى « 12 » بدين زيبايى كه تو دارى چرا كسى نخواهى « 13 » و خود را در حكم او « 14 » نيارى تا ازين مذلت خلاص يا بى . دختر گفت : اى خواجه ؛ درويشان را كه خواهد « 15 » و به مصاحبت « 16 » فقرا و مصاهرت « 17 » نيازمندان كه رغبت نمايد « 18 » ؟ بازرگان گفت : اينك من مبلغى « 19 » دارم و اگر رضا دهى تا « 20 » ترا نكاح كنم و تمامت مال « 21 » فداى تو « 22 » گردانم . دختر گفت : منت دارم « 23 » اين دولت را ، فاما مرا وليى هست اگر او اجازت دهد اين خطبه به خطبه پيوندد و اين عهد به عقد ادا كند « 24 » . بازرگان گفت : ولى تو كجاست مرا بوى نشان ده « 25 » تا ترا از وى بخواهم « 26 » . گفت :
با من ببايد آمدن « 27 » تا پدر خود « 28 » به تو بنمايم « 29 » . بازرگان بر عقب « 30 » او روان شد
هامش
( 1 ) - متن : ارباب
( 2 ) - مپ 2 : بدين
( 3 ) - مج : خاندان ، مپ 2 - كه دخترىام از خاندانى
( 4 ) - متن : افتادم ، مپ 2 : افتادهام
( 5 ) - متن + ام
( 6 ) - مپ 2 - تمامت
( 7 ) - مپ 2 : ايشان
( 8 ) - مج + زر
( 9 ) - مج : نهاد
( 10 ) - متن - آن
( 11 ) - متن : بازرگانان
( 12 ) - مج + را
( 13 ) - متن - كسى نخواهى
( 14 ) - متن : كسى ، مج :
يكى
( 15 ) - متن : رغبت نمايد
( 16 ) - متن و مج - مصاحبت
( 17 ) - مپ 2 و مج - مصاهرت
( 18 ) - متن : مواصلت كند
( 19 ) - مج + مال
( 20 ) - مپ 2 و مج - تا
( 21 ) - مج + را
( 22 ) - مپ 2 - تو
( 23 ) - مج + و كه يابد
( 24 ) - مپ 2 - و اين عهد به عقد ادا كند
( 25 ) - مپ 2 - مرا بوى نشان ده
( 26 ) - مج : درخواهم
( 27 ) - متن و مپ 2 : آمد
( 28 ) - مج + را
( 29 ) - مپ 2 و مج : نمايم
( 30 ) - مپ 2 : بازرگان با