همكاسگى « 1 » و ذكر زن و غلام با وى « 2 » تقرير كردم . مرد « 3 » گفت : برو كه « 4 » لعنت بر چون تو مهمان « 5 » باد كه طعام خوردى « 6 » و اسبم « 7 » بردى و خانهء من خراب « 8 » كردى .
اين بگفت و خايب و خاسر بازگشت . من آن اسب را « 9 » بياوردم و مراد « 10 » خود حاصل « 11 » كردم و اين نشانهها كه بر پشت است از آنست « 12 » . هرچند « 13 » حكايت عياران و حيلتها كه ايشان كردهاند بسيارست و چندان انواع دزدى كه در زمين هندوستان است « 14 » و هم بدان نرسد « 15 » و از حد حصر و احصاء زيادت آيد « 16 » ؛ اين چند حكايت از براى اتمام كتاب در قلم آمد « 17 » ، چه امروز به حمد اللّه « 18 » مكان عدل و سياست و حفظ و حمايت خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران « 19 » آصف الثانى ملك ملوك الوزرا نظام الملك قوام الدوله و الدين مبارك وزير همايون مشير آصفراى « 20 » ابو المفاخر و المعالى محمد بن ابى سعد الجنيدى مدّ اللّه تعالى « 21 » ظلال جلاله حد « 22 » امان « 23 » با قوام اوست « 24 » .
ز « 25 » عين عدلش زاى « 26 » زبان دزد [ به ] راه « 27 » * چو ها « 28 » گره شود ، از « 29 » كاف كاروان گفتن « 30 »
هامش
( 1 ) - مج : همسايگى + با او بگفتم
( 2 ) - مج - با وى
( 3 ) - مپ 2 - مرد
( 4 ) - مج - برو كه
( 5 ) - مج : مهمانى
( 6 ) - مج : بخوردى
( 7 ) - مج : اسب
( 8 ) - مپ 2 : ويران ، مج : پيران
( 9 ) - مج : من اسب
( 10 ) - مج : غرض
( 11 ) - مپ 2 : بحاصل
( 12 ) - مپ 2 و مج : بر پشت من بماند
( 13 ) - متن + كه
( 14 ) - مج - است + كردهاند بسيار است و چندان انواع دزدى كه
( 15 ) - مج : بديشان رسد
( 16 ) - مپ 2 - و از حد حصر و احصا زيادت آيد
( 17 ) - مج : آمده
( 18 ) - مج : حمدا للّه تعالى
( 19 ) - مج + و
( 20 ) - مپ 2 و مج - آصفراى
( 21 ) - مپ 2 - تعالى
( 22 ) - متن : چه
( 23 ) - متن : ايمان ، مج - حدامان
( 24 ) - مج : است + و با قدامان با فواه بيت ، مپ 2 + بيت
( 25 ) - متن و مپ 2 و دن : و
( 26 ) - متن و مپ 2 و دان - زاء
( 27 ) - مج و نسخهء عكسى دانشپژوه : در دايره
( 28 ) - دن : جوى
( 29 ) - دن : كه
( 30 ) - متن و دان : آنگاه كاروان گرفتن