تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
به در آن « 1 » خانه رفتم « 2 » و زر « 3 » برداشتم و باز به همان موضع در زير آن ديگ « 4 » پنهان شدم ، چندانكه روز شد و در خان « 5 » بگشادند من فرصت طلبيدم و از آنجا بيرون آمدم و آن زرها « 6 » بردم و به موضعى دفن كردم و « 7 » خواستم كه معلوم كنم كه خداوند سيم چه مىگويد « 8 » ، پس به در خان « 9 » آمدم و ساعتى بايستادم . آن « 10 » بازرگان را ديدم كه « 11 » نشسته بود و خلقى « 12 » مىآمدند و دلسوزى مىكردند و او متحير « 13 » در هريكى « 14 » مىنگريست ، و كسان والى هركس را كه محل « 15 » تهمت بود بگرفتند « 16 » . چون ساعتى نظاره كردم « 17 » و « 18 » خواستم كه بازگردم « 19 » ، بازرگان برخاست و پهلوى من آمد و مرا « 20 » گفت : اى جوان مخاطره كردى و سخت استادانه « 21 » زر بردى ، اكنون « 22 » لطف كن و زر به من بازده و خود را فضيحت مگردان . من گفتم : چه مىگويى مگر به خواب ديده‌اى ! خواجهء بازرگان گفت : زر بازده « 23 » به خوبى و نرمى ، و الا ترا به دست عذاب و عقوبت بسپارم . گفتم : زر چيست « 24 » ؟ و من مردى غريبم و به « 25 » دست من هيچ « 26 » نشان « 27 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 : انبار ( 2 ) - مپ 2 و مج : آمدم ، متن و مپ 2 + و آن سگ چون با من آشنا بود هيچ تعرض نرسانيد پس قفل را بگشادم و به انبار خانه آمدم ( 3 ) - مپ 2 + و جواهر ( 4 ) - مج : لوا ( 5 ) - مپ 2 : خانه ، مج : تيم ( 6 ) - مج : زر ( 7 ) - متن و مپ 2 : پس ( 8 ) - مج : مىكند ( 9 ) - مپ 2 - به در خان + باز ، مج : به در تيم ( 10 ) - مپ 2 - آن ( 11 ) - مج - را ديدم كه ( 12 ) - مپ 2 : مردم ( 13 ) - مپ 2 + وار ، مج : به حيرت ( 14 ) - متن و مپ 2 : كس ( 15 ) - متن و مپ 2 - محل ( 16 ) - مپ 2 و مج : مىگرفتند ( 17 ) - مپ 2 - چون ساعتى نظاره كردم ( 18 ) - مپ 2 : پس ، مج - و ( 19 ) - مج : مراجعت نمايم ( 20 ) - مپ 2 - مرا ( 21 ) - مپ 2 : استادوار ( 22 ) - مج : اما ( 23 ) - مپ 2 و مج - و خود را فضيحت . . . زر بازده ( 24 ) - متن و مپ 2 : من زر ندارم ( 25 ) - متن و مپ 2 : در ( 26 ) - مج - هيچ ( 27 ) - مج : نشانى
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 114 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )