منزل كرديم تا حرارت آفتاب « 1 » درشكند « 2 » و به جايى كه مقصد است « 3 » رويم « 4 » .
علويى بيامد و جد مرا گفت كه اينجا مرا « 5 » باغى « 6 » نزه است « 7 » و حوضى « 8 » پر آب ، اگر تجشم فرمايى ترا بيك طبق تتماج و يك حكايت سرگذشت كه بر من رفته است « 9 » ميزبانى كنم . جدم « 10 » در حال « 11 » اجابت كرد . پس « 12 » به « 13 » باغ آن سيد رفتيم و بر لب حوض فرشى « 14 » بينداخت و ما را برانجا نشاند « 15 » و از هرنوع تلطف مىكرد ، پس حكايت كرد كه من در اول عهد « 16 » مردى عيارپيشه بودم « 17 » و دزدى كردمى و بيشتر كارها « 18 » تنها « 19 » كردمى « 20 » وقتى شنيدم كه در شهر مرو « 21 » بازرگانى رسيده است « 22 » و در فلان تيم « 23 » فرود آمده است « 24 » . و چندين « 25 » هزار دينار نقد و جواهر نفيس « 26 » دارد . مرا طمع باعث و محرض « 27 » آمد بر انكه « 28 » بروم « 29 » و باشد كه ازين زرها « 30 » چيزى « 31 » بدست توانم آورد « 32 » . پس به مرو آمدم
هامش
( 1 ) - متن - آفتاب ، مج : هوا
( 2 ) - متن : بگذرد
( 3 ) - متن :
مقدرست
( 4 ) - مپ 2 : رفته شويم ، مج : رفته شود 5
( 5 ) - متن و مپ 2 : مرا در آنجا
( 6 ) - مج + است
( 7 ) - مج - است
( 8 ) - مپ 2 : حوض
( 9 ) - مج :
سرگذشته من كه بوده است ، مپ 2 - كه بر من رفته است
( 10 ) - متن : جد من
( 11 ) - متن و مج - در حال
( 12 ) - متن + در حال
( 13 ) - متن : در
( 14 ) - مپ 2 و مج : جامهاى
( 15 ) - مپ 2 و مج : و ما آنجا بنشستيم + و مضيف بيامد
( 16 ) - مپ 2 و مج : حال
( 17 ) - مج : بودهام
( 18 ) - متن + من
( 19 ) - مپ 2 و مج - كارها
( 20 ) - مپ 2 و مج : رفتمى
( 21 ) - متن : مرا
( 22 ) - مج : آمده است
( 23 ) - مپ 2 : موضع ، مج : خانه
( 24 ) - مج - است
( 25 ) - مج : چند
( 26 ) - مپ 2 - نفيس
( 27 ) - مپ 2 - محرض
( 28 ) - مج : بدانكه
( 29 ) - مپ 2 - برانكه بروم
( 30 ) - مپ 2 و مج :
مگر آن زر
( 31 ) - مپ 2 و مج - چيزى
( 32 ) - مپ 2 و مج : بدست آرم