تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
منزل كرديم تا حرارت آفتاب « 1 » درشكند « 2 » و به جايى كه مقصد است « 3 » رويم « 4 » . علويى بيامد و جد مرا گفت كه اينجا مرا « 5 » باغى « 6 » نزه است « 7 » و حوضى « 8 » پر آب ، اگر تجشم فرمايى ترا بيك طبق تتماج و يك حكايت سرگذشت كه بر من رفته است « 9 » ميزبانى كنم . جدم « 10 » در حال « 11 » اجابت كرد . پس « 12 » به « 13 » باغ آن سيد رفتيم و بر لب حوض فرشى « 14 » بينداخت و ما را برانجا نشاند « 15 » و از هرنوع تلطف مىكرد ، پس حكايت كرد كه من در اول عهد « 16 » مردى عيارپيشه بودم « 17 » و دزدى كردمى و بيشتر كارها « 18 » تنها « 19 » كردمى « 20 » وقتى شنيدم كه در شهر مرو « 21 » بازرگانى رسيده است « 22 » و در فلان تيم « 23 » فرود آمده است « 24 » . و چندين « 25 » هزار دينار نقد و جواهر نفيس « 26 » دارد . مرا طمع باعث و محرض « 27 » آمد بر انكه « 28 » بروم « 29 » و باشد كه ازين زرها « 30 » چيزى « 31 » بدست توانم آورد « 32 » . پس به مرو آمدم
هامش
( 1 ) - متن - آفتاب ، مج : هوا ( 2 ) - متن : بگذرد ( 3 ) - متن : مقدرست ( 4 ) - مپ 2 : رفته شويم ، مج : رفته شود 5 ( 5 ) - متن و مپ 2 : مرا در آنجا ( 6 ) - مج + است ( 7 ) - مج - است ( 8 ) - مپ 2 : حوض ( 9 ) - مج : سرگذشته من كه بوده است ، مپ 2 - كه بر من رفته است ( 10 ) - متن : جد من ( 11 ) - متن و مج - در حال ( 12 ) - متن + در حال ( 13 ) - متن : در ( 14 ) - مپ 2 و مج : جامه‌اى ( 15 ) - مپ 2 و مج : و ما آنجا بنشستيم + و مضيف بيامد ( 16 ) - مپ 2 و مج : حال ( 17 ) - مج : بوده‌ام ( 18 ) - متن + من ( 19 ) - مپ 2 و مج - كارها ( 20 ) - مپ 2 و مج : رفتمى ( 21 ) - متن : مرا ( 22 ) - مج : آمده است ( 23 ) - مپ 2 : موضع ، مج : خانه ( 24 ) - مج - است ( 25 ) - مج : چند ( 26 ) - مپ 2 - نفيس ( 27 ) - مپ 2 - محرض ( 28 ) - مج : بدانكه ( 29 ) - مپ 2 - برانكه بروم ( 30 ) - مپ 2 و مج : مگر آن زر ( 31 ) - مپ 2 و مج - چيزى ( 32 ) - مپ 2 و مج : بدست آرم