تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
زر نبردى ؟ گفت : چيزى سپيد « 1 » ديدم « 2 » روشن و تابان « 3 » ، گمان بردم كه مگر « 4 » گوهر شب‌چراغ است . آن را برگرفتم و زبان بر آن نهادم كه تا معلوم كنم كه چه چيز است « 5 » ، خود چنان « 6 » معلومم « 7 » شد كه « 8 » نمك بوده است « 9 » . با خود گفتم : چون نمك شاه چشيدم حق آن « 10 » گزاردن در مذهب مردى و مروت واجب بود « 11 » پس به قليل و كثير تعلق نساختم « 12 » و از سر « 13 » آن درگذشتم « 14 » . ملك مؤيد چون « 15 » سخن آن مرد « 16 » بشنيد او را « 17 » بدان « 18 » محمدت فرمود و سپاهسالارى درگاه خود به دو داد « 19 » و آن مرد « 20 » از سر دزدى درگذشت و از معارف نيشابور شد .

[ داستان مردى كه از دزدى متنبه شد و به زراعت پرداخت ]

حكايت ( 5 ) مؤلف كتاب محمد عوفى « 21 » مىگويد : وقتى « 22 » من خرد بودم و با جد خود در بخارا به بعضى از روستاها « 23 » رفته بودم « 24 » و در ميان راه به سبب « 25 » حدت « 26 » گرما « 27 » وقت چاشتگاهى « 28 » بر كنار ديهى در سايه درختى
هامش
( 1 ) - مج و مپ 2 - سپيد ( 2 ) - مپ 2 + در آنجا سپيد مج + سپيد ( 3 ) - مپ 2 و مج - تابان ( 4 ) - متن و مج - مگر ( 5 ) - متن و مپ 2 - آن را برگرفتم و زبان . . . چه چيز است ( 6 ) - مپ 2 - خود چنان ( 7 ) - مج : معلوم ( 8 ) - مپ 2 : خود ( 9 ) - متن : چون معلوم شد و بچشيدم خود نمك بود ( 10 ) - متن - آن ، مج : نعمت ( 11 ) - متن : است ( 12 ) - مج : نكردم ( 13 ) - مپ 2 - سر ( 14 ) - مج : درگذشت ( 15 ) - مج - جون ( 16 ) - مپ 2 : از مرد دزد ( 17 ) - مج : مرد را ( 18 ) - مج : بر آن ( 19 ) - مج : او را داد ( 20 ) - مپ 2 - آن مرد ( 21 ) - متن و مج - محمد عوفى ( 22 ) - متن - وقتى ، مپ 2 : كه ( 23 ) - متن : روزها ( 24 ) - مپ 2 و مج : رفته بوديم ( 25 ) - متن : بنشست و ( 26 ) - مپ 2 : مدت ، مج : كثرت ( 27 ) - مج + و حرارت هوا ( 28 ) - مپ 2 : چاشتگاه