تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
رسانيد « 1 » . ايشان گفتند كه : خانهء او دور است و همين ساعت صبح بدمد و ما فضيحت شويم . گفت « 2 » : به صبح « 3 » فضيحت شويم به كه « 4 » به لؤم فضيحت گرديم « 5 » . پس هم‌انجا بايستاد « 6 » تا « 7 » آن « 8 » سيم « 9 » ببردند و به جوان « 10 » تسليم كردند « 11 » .

[ چرا يكى از طراران ماوراء النهر در نيشابور به خزانهء ملك مؤيد دستبرد زد و چيزى برنداشت ]

حكايت ( 4 ) آورده‌اند كه يكى از طراران ماوراء النهر كه « 12 » در عيارپيشگى از اقران بر سر آمده « 13 » بود وقتى به نيشابور افتاد « 14 » و خواست كه در آن « 15 » شهر مالى « 16 » بدست آرد ، و به تفحص و تجسس مردم « 17 » مشغول شد « 18 » و معلوم كرد كه خزانهء ملك « 19 » مؤيد كجاست ، پس حيلتها كرد تا « 20 » به طريقى كه دانست و توانست نقبى زد و حفره‌اى بريد « 21 » و از نقود و جواهر هرچه توانست برداشت و به در نقب آورد ، در شب تاريك « 22 » آنجا چيزى « 23 » ديد كه برقى داشت « 24 » گمان برد و گفت شايد « 25 » كه گوهر شب‌چراغ كه مىگويند اين باشد ، و صواب آن بود كه آن را « 26 » برگيرم كه سبب توانگرى من خواهد بود . پس برفت و « 27 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 : بسپاريد ، مج : رسانيد ( 2 ) - مپ 2 + اگر ( 3 ) - مج : به صنع ( 4 ) - مج : به از آن تا ( 5 ) - متن - گفت به صبح . . . فضيحت گرديم ( 6 ) - مج : ايستاده بود ( 7 ) - مپ 2 + ايشان ( 8 ) - مج + جوانان ( 9 ) - مپ 2 و مج + را ( 10 ) - متن : بدان جوان ، مپ 2 : به خداوند ( 11 ) - مج + و بازگشتند ( 12 ) - مپ 2 - كه ، مج - بود ( 13 ) - مپ 2 - آمده ( 14 ) - مپ 2 : آمد ( 15 ) - مپ 2 : آنجا ( 16 ) - مپ 2 + و نعمتى ( 17 ) - مج - مردم ( 18 ) - مج : شود ( 19 ) - متن و مپ 2 - ملك ( 20 ) - مپ 2 و مج - تا ( 21 ) - مپ 2 : و به خزانه دررفت ، مج : به خزانه درآمد ( 22 ) - متن - در شب تاريك ( 23 ) - مپ 2 + سپيد ( 24 ) - مپ 2 : كه روشناى ميزد ، مج : تابان كه برقى داشت ( 25 ) - مج - و گفت شايد ( 26 ) - مپ 2 - آن را ( 27 ) - مپ 2 : چون