تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مردمان « 1 » را اعلام داد و « 2 » دست از ان بيچاره « 3 » بداشتند و چندانكه دزد را جستند « 4 » نيافتند . به كمال پردلى مال ببرد و بيگناهى را از دست بلا خلاص داد و اللّه - اعلم « 5 » .

[ چرا سليمان طرار شاگردانش را از لخت كردن و غارت جوانى كه به ايشان سلام كرده بود باز داشت ]

حكايت « 6 » ( 3 ) و در ملح النوادر آورده‌اند « 7 » كه : سليمان طرار كه « 8 » از كبار عيارپيشگان بوده است شبى با ياران خود « 9 » قصد كار « 10 » كردند و خواستند « 11 » كه بر سراى صرافى زنند و مال او « 12 » ببرند . از اتفاق يكى به نزديك آن خانه وفات كرده بود « 13 » و جملهء همسايگان بيدار بودند ، و نوميد شدند . ياران او گفتند : ما را اجازت فرماى تا بر سر راه نشينيم مگر كسى بر ما بگذرد و « 14 » جامهء او بستانيم كه هيچ نداريم كه بخرج « 15 » كنيم « 16 » . گفت : شايد اما « 17 » تعرض عرض « 18 » مكنيد « 19 » و او را مجروح مگردانيد كه « 20 » اين كار بددلان است « 21 » . پس بر سر راه ايستادند « 22 » . جوانى پاكيزه با لباسى خوب « 23 » بر ايشان بگذشت و سلام كرد « 24 » . يكى از ايشان جواب سلام او « 25 » بازداد « 26 » و ديگران قصد او كردند .
هامش
( 1 ) - مج : ديگران ( 2 ) - مج + ايشان ( 3 ) - مج : تيم ( 4 ) - مج : طلبيدند ( 5 ) - متن و مپ 2 - و اللّه اعلم ( 6 ) - مج : ثعالبى ( 7 ) - مپ 2 و مج : آورده است ( 8 ) - متن و مج - كه ( 9 ) - مپ 2 - خود ( 10 ) - مپ 2 - كار ( 11 ) - مپ 2 - و خواستند ( 12 ) - مپ 2 - او ( 13 ) - مج : در آن سراى عزايى افتاده بود ، مپ 2 - از اتفاق يكى . . . كرده بود ، + چون برفتند ( 14 ) - مج : تا ( 15 ) - مج : كه فردا خرج ( 16 ) - مپ 2 - كه بخرج كنيم ( 17 ) - مپ 2 + اگر جامه از كسى بستانيد او را ( 18 ) - مپ 2 و مج - عرض ( 19 ) - مپ 2 : مرسانيد ( 20 ) - مپ 2 و مج : گفتند ( 21 ) - مپ 2 و مج : باشد ، مپ 2 + كه چنين كند ( 22 ) - مج : بيستادند ( 23 ) - مج : با لباس پاكيزه ( 24 ) - مج : گذر كرد و سلام گفت ( 25 ) - مج - او ( 26 ) - مج : گفت