روز رنج نبينى . مرد را ازين سخن انتباهى پديد آمد و گفت : در كارى كه به طمع « 1 » سيمى كه بدست آيد دست سيمين « 2 » را به باد دادن « 3 » شروع ناكردن « 4 » اولىتر « 5 » . پس از سر آن حرفت « 6 » درگذشت و بساط آن تمنى درنوشت .
[ دزدى كه اموال تاجرى را از كاروانسرا ببرد و خود از نقبى به خارج فرار كرد ]
حكايت ( 2 ) آوردهاند « 7 » كه در شهرى از شهرهاى خراسان كاروانسرايى « 8 » بود كه بازرگانان اموال خود آنجا نهادندى و در ميان آن كاروانسراى « 8 » چاهى بود . يكى از دزدان بيباك و عياران چالاك « 9 » در جوار آن كاروانسراى « 8 » خانهاى به كرا بگرفت « 10 » و از انجا نقبى بدان چاه برد « 11 » ، و شبى فرصت طلبيد و از آن « 12 » چاه برآمد و در « 13 » خانهاى رفت كه در انجا نقود بسيار بود « 14 » و در آن گشاد و مال تمامت « 15 » برداشت و از راه چاه « 16 » ببرد . روز ديگر « 17 » خداوند آن « 18 » مال در انبار « 19 » خانه بگشاد « 20 » و از آن مال نشانهاى نديد « 21 » . جامه بر خود بدريد و در اضطراب آمد و هم « 22 » در ساعت به والى شهر انها كردند « 23 » . معتمدان والى بيامدند « 24 » و در آنجا « 25 » نقبى نديدند « 26 » و سوراخى مشاهده نكردند « 27 » ، متيقن شدند كه مگر سرا « 28 » بان
هامش
( 1 ) - مج + آن
( 2 ) - مج : چون سيم
( 3 ) - متن : دهد ، مج : داد
( 4 ) - متن : در آن كردن ، مپ 2 : در آن ناكردن
( 5 ) - مج : اولى باشد
( 6 ) - متن : حرف
( 7 ) - مج : چنين شنيده آمدم
( 8 ) - مج : تيمى
( 9 ) - متن و مپ 2 : ناپاك
( 10 ) - مج : گرفت
( 11 ) - مج : نقبى زد تا چاه آن تيم
( 12 ) - مج - آن
( 13 ) - مج : بسر + انبار
( 14 ) - مج + و آن را چشمه كرده بود
( 15 ) - متن و مپ 2 : مالى تمام
( 16 ) - مپ 2 + به خانه خود
( 17 ) - مج : دوم روز
( 18 ) - مپ 2 : خداوندان
( 19 ) - مج - انبار
( 20 ) - مپ 2 : بگشادند
( 21 ) - مپ 2 : نديدند
( 22 ) - مج + آن
( 23 ) - مج : بر والى ولايت حال آنها كرد
( 24 ) - مپ 2 + احتياط كردند
( 25 ) - مج : تيم
( 26 ) - مج : ديدند
( 27 ) - مج : بكردند
( 28 ) - مج :
تيم