از آن « 1 » جمله استكشاف « 2 » نمود تا بر رأى او روشن شد و مقرر گشت « 3 » كه همه دروغ بوده است « 4 » و به قصد و غرض « 5 » عرضه داشتهاند ، اعتماد او « 6 » بر مالك خزاعى « 7 » زيادت شد و فرمود كه : ايالت « 8 » خراسان و مضافات « 9 » آن به نام او مثال نويسند « 10 » تا چون از پيش « 11 » خدمت دور شود « 12 » از قصد و تضريب خصمان در امان « 13 » ماند « 14 » . عبد اللّه مىگويد « 15 » : چون اسباب رفتن « 16 » مهيا كردم به نزديك جعفر رفتم تا او را وداع كنم ، مجلس خالى كرد « 17 » و گفت : يا ابا العباس بدان كه امير المؤمنين با تو به سر رضا « 18 » نيست « 19 » چه « 20 » صد « 21 » نوع سخنان از « 22 » تو به سمع او « 23 » رسانيدهاند و تخليطها كرده و هرآينه از او ترا نكبتى بخواهد « 24 » رسيد « 25 » ، تا بدان حد كه « 26 » امير المؤمنين گفته است كه من به وقت ، ميان فلان كس « 27 » به دو نيم زنم . چون اين سخن « 28 » بشنيدم گفتم : اميد من به فضل آفريدگار مستحكم است كه « 29 » آن عقوبت به خصمان من بازگردد « 30 » و خداى عز و جل مرا از مكاره نگاه دارد ، و تير « 31 » قصد حاسدان بر من نافذ نگرداند « 32 » .
هامش
( 1 ) - مج - آن
( 2 ) - متن : استنكاف
( 3 ) - مپ 2 - و مقرر گشت
( 4 ) - مپ 2 : بود
( 5 ) - مپ 2 - و غرض ، مج : و حسد
( 6 ) - مج : وى
( 7 ) - مج - خزاعى
( 8 ) - مج + ولايت
( 9 ) - مپ 2 : و ولايت
( 10 ) - متن : بنويسند
( 11 ) - متن - پيش
( 12 ) - مپ 2 - چون از . . .
دور شود
( 13 ) - مپ 2 : مصون
( 14 ) - متن : بماند
( 15 ) - متن + كه
( 16 ) - مج + خود
( 17 ) - مج : فرموده
( 18 ) - مج : در رضايت
( 19 ) - مپ 2 - امير المؤمنين با تو . . . نيست
( 20 ) - مپ 2 : كه
( 21 ) - متن :
از ، مپ 2 : هر
( 22 ) - مپ 2 - از
( 23 ) - مپ 2 : امير المؤمنين
( 24 ) - متن : خواهد
( 25 ) - مپ 2 - و هرآينه از . . . رسيد
( 26 ) - مج + وقتى
( 27 ) - مپ 2 و مج + را
( 28 ) - مپ 2 - سخن ، مج : سخنان
( 29 ) - مج : چه
( 30 ) - مج : نازل شود
( 31 ) - مج : نيز
( 32 ) - مپ 2 - و تير قصد . . . نافذ نگرداند