دورباش بستد و در سر « 1 » بو تمام زد و او را هلاك كرد . چون بو تمام كشته شد ، شاه با « 2 » دختر خان « 3 » در خشم شد « 4 » و بيش « 5 » بوى التفات نمىكرد . تا شبى متفكر بود « 6 » و خوابش نمىآمد « 7 » و گرد سراى « 8 » مىگشت « 9 » ، و به در وثاق آن دو « 10 » غلام « 11 » رسيد و آواز ايشان شنيد « 12 » كه « 13 » زرها قسمت كردند « 14 » و به سبب آن با « 15 » يكديگر مناقشتى مىكردند « 16 » . يكى گفت « 17 » : گويندهء آن سخن من بودم نصيب « 18 » من بيشتر مىبايد . دگرى گفت كه « 19 » : نه قلعهاى گشادهاى و نه « 20 » لشكرى شكسته به دروغى كه بگفتى بر من چه شرف دارى « 21 » ؟ شاه چون « 22 » ماجراى « 23 » غلامان بشنيد در حال « 24 » ايشان را پيش « 25 » خواند و تعذيب « 26 » و تهديد در ميان آورد « 27 » تا اقرار كردند و حال راست باز « 28 » گفتند « 29 » كه : وزيران ما را به زر بفريفتند تا آن كلمه بگفتيم . پادشاه در حسرت « 30 » ابو تمام بماند و از « 31 » آن تعجيل كه در سياست آن مظلوم بىگناه كرده بود « 32 » پشيمان شد « 33 » ، و « 34 » روز
هامش
( 1 ) - مپ 2 - سر ، مج : در سينه
( 2 ) - مپ 2 و مج : بر
( 3 ) - مج + چين
( 4 ) - مپ 2 : خشم گرفت
( 5 ) - مپ 2 - بيش
( 6 ) - مپ 2 و مج :
مىبود
( 7 ) - مپ 2 و مج : نمىبرد
( 8 ) - مپ 2 + خود
( 9 ) - مپ 2 :
طوف مىكرد
( 10 ) - مپ 2 - دو
( 11 ) - مپ 2 : غلامان
( 12 ) - مپ 2 : و احتياط كرد و ديد
( 13 ) - مپ 2 + ايشان
( 14 ) - مپ 2 : مىكردند ، مج :
بخش مىكردند
( 15 ) - مج - آن با
( 16 ) - مپ 2 - و به سبب آن . . .
مىكردند
( 17 ) - مج + كه
( 18 ) - مج : قسم
( 19 ) - مج - كه
( 20 ) - مپ 2 - نه
( 21 ) - مپ 2 : مىكنى ، مج : تفوق مىكنى
( 22 ) - مپ 2 - چون
( 23 ) - مپ 2 + اين
( 24 ) - متن و مپ 2 - در حال
( 25 ) - متن + خود . مپ 2 - پيش
( 26 ) - مج - و تعذيب
( 27 ) - مج :
كرد + و تو عيد در ميان آورد
( 28 ) - مپ 2 - حال راست باز
( 29 ) - مپ 2 :
بگفتند
( 30 ) - متن : حيرت
( 31 ) - متن - از ، مپ 2 : به
( 32 ) - متن + از آن مج - بود
( 33 ) - مپ 2 - پشيمان شد
( 34 ) - مپ 2 : پس