و از پيش او متأمل بيرون آمدم و دانستم كه مرا در بغداد جز وى « 1 » هيچ خصم ديگر « 2 » نيست « 3 » ، كه « 4 » در حضور من چنين تضريب مىكند و بدين عبارات « 5 » سخن مىراند « 6 » تا در غيبت من خود « 7 » چه كند ! پس درين تأمل به منزلگاه رفتم « 8 » و همهء روز درين انديشه « 9 » مىبودم ، و چون شب درآمد يكى از خدمتگاران « 10 » من برسيد « 11 » و مرا بشارت داد كه امير المؤمنين بر آل برمك « 12 » متغير شد « 13 » و « 14 » جعفر را بكشت . من انديشيدم كه « 15 » نبايد كه اين هم از مكر ايشان باشد « 16 » .
بانگ بر آن مبشر « 17 » زدم و او را برنجانيدم ، و چون صبح صادق « 18 » طلايع نور به اطراف آفاق « 19 » فرستاد « 20 » قاصد دار الخلافه بيامد و مرا استدعا كرد ، و چون به حضرت « 21 » خلافت رفتم « 22 » فرمود كه : خصمان ترا سياست كردم « 23 » و آنچه در حق « 24 » تو مىخواستند بديشان رسيد « 25 » . من خدمت كردم و بازگشتم « 26 » و به بغداد آمدم « 27 » و چون از جسر « 28 » بگذشتم نظر من بر « 29 » جعفر افتاد كه او را
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج - جز وى
( 2 ) - مپ 2 + جز وى
( 3 ) - مج + جز وى
( 4 ) - مج : و
( 5 ) - مج : عبارت
( 6 ) - مپ 2 - كه در حضور من . . . سخن مىراند
( 7 ) - مپ 2 و مج - خود
( 8 ) - مپ 2 - پس درين تأمل به منزلگاه رفتم
( 9 ) - مپ 2 : فكر
( 10 ) - متن و مپ 2 + از
( 11 ) - مپ 2 : بيامد
( 12 ) - متن : برامكه
( 13 ) - متن و مپ 2 : شده است
( 14 ) - مپ 2 و مج + فضل و
( 15 ) - مپ 2 - كه
( 16 ) - مج : است
( 17 ) - مپ 2 - آن مبشر
( 18 ) - صادق
( 19 ) - مج : عالم
( 20 ) - مپ 2 : بدميد
( 21 ) - مج : به خدمت حضرت
( 22 ) - مج : رفتيم
( 23 ) - مج :
كرديم
( 24 ) - مپ 2 : آنچه به
( 25 ) - مج : رسانيديم
( 26 ) - متن و و مپ 2 : بازگرديدم
( 27 ) - مپ 2 - و به بغداد آمدم
( 28 ) - مپ 2 + بغداد
( 29 ) - مپ 2 و مج + فضل و