خواهد « 1 » كرد « 2 » . چون به درگاه راى « 3 » رفت و راى به بارگاه آمد و در صفّهء بار « 4 » بنشست و پرده برداشتند « 5 » استاد ديباباف پيش تخت رفت و جامه عرضه داشت « 6 » . چندانكه « 7 » جامه را از طى باز كردند و حسن صنعت « 8 » و لطف آن نسيج بديدند « 9 » حيران شدند و بر تناسب آن صورت غريب و تقارب آن نقوش بديع تحسين « 10 » ها كردند . پس راى از او سؤال كرد كه اين جامه سخت خوب « 11 » پرداختهاى ، اكنون بگوى كه اين جامه « 12 » را به چه كار « 13 » شايد و بر كجا نيكو آيد ؟ آن مرد « 14 » گفت « 15 » : بفرماى تا اين جامه را « 16 » در جامه خانه نهند تا روزى كه ترا وفات رسد اين جامه « 17 » بر « 18 » صندوق تو اندازند .
راى ازين سخن برنجيد « 19 » و بفرمود تا « 20 » آن جامه را بسوزانند « 21 » و آن مرد را به سياستگاه برند و زبان او « 22 » از پس « 23 » قفا بكشند . مرد « 24 » دزد آنجا ايستاده بود و « 25 » آن احوال « 26 » را مشاهده مىكرد ، چون حكم راى بشنيد بخنديد . راى را نظر بر خندهء او افتاد . او را در پيش خود « 27 » خواند « 28 » و از سبب خندهء او پرسيد . مرد گفت : اگر مرا به گناه ناكرده « 29 » عقوبت نفرمايى و به مجرد قصد و عزم بر ارتكاب جنايت مؤاخذت نكنى صورت
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 - خواهد
( 2 ) مپ 2 : كند
( 3 ) مپ 2 + هند
( 4 ) مپ 2 - در صفه بار
( 5 ) مپ 2 - و پرده برداشتند
( 6 ) مپ 2 : عرض كرد
( 7 ) مپ 2 - چندانكه
( 8 ) متن : صفت ، مپ 2 - و حسن صفت
( 9 ) مج + جمله
( 10 ) متن : نسخت
( 11 ) مپ 2 : بغايت نيكو
( 12 ) مج + چه كار
( 13 ) مج - به چه كار
( 14 ) متن - مرد
( 15 ) مج + كه اين را
( 16 ) متن و مج - اين جامه را
( 17 ) متن و مج + را
( 18 ) مج + سر
( 19 ) مج : بغايت رنجيده + و بدين كلمه در غره روز نظير كرد
( 20 ) مج : كه
( 21 ) مپ 2 و مج : بسوزند
( 22 ) مج + را
( 23 ) مپ 2 - پس
( 24 ) مج - مرد
( 25 ) مپ 2 - آنجا ايستاده بود
( 26 ) مپ 2 - احوال
( 27 ) مج - خود ، مپ 2 - در پيش خود
( 28 ) مپ 2 :
بخواند
( 29 ) مج : راه ناكرد