تاجدار كند و بسيار كلام بود « 1 » كه « 2 » تاجدار « 3 » ، اگر به وقت گفته شود و « 4 » به سمع رضا بشنود چون آب حيات جان افزايد « 5 » ، و اگر به ناوقت « 6 » ادا كرده آيد و شنونده « 7 » در مقام سخط باشد « 8 » چون زهر قاتل بگزايد « 9 » . و آنچه « 10 » مصطفى عليه السلام « 11 » مىفرمايد انّ اللّه ليبغض الرّجل البليغ الذى يلفت « 12 » بلسانه كما تلفت « 13 » البقرة الخلأ بلسانها اشارتست بدان كه اگر « 14 » جايى سخن مر مرد را سرمايه است « 15 » جايى خاموشى هم وى را پيرايه « 16 » است « 17 » . و اما در اين باب حكايتى چند « 18 » كه تعلق به سكوت و نطق « 19 » دارد ايراد كرده خواهد آمد بعون اللّه « 20 » .
حكايت « 21 » ( 1 ) [ حكايت مرد ديباباف كه زبان را نگاه نتوانست داشت و دزدى كه او را از مجازات راى هند رهايى داد ]
در بعضى از « 22 » كتب هندوان مسطورست كه شبى دزدى استاد به هر طرفى « 23 » مىتاخت « 24 » و به هر جانب گذر مىكرد ، در اثناى « 25 » راه « 26 » گذر او بر كارگاه ديبابافى افتاد « 27 » كه جامهء « 28 » لطيف و زيبا مى - بافت و انواع تكّلف در آن به كار مىبرد « 29 » و اصناف « 30 » نقشهاى بديع و صورتهاى دلفريب در آن پديد آورده و نزديك آمده « 31 » بود كه آن جامه
هامش
( 1 ) بنياد : گوينده باشد
( 2 ) بنياد + گوينده را
( 3 ) مپ 2 + شود ، مج + گرداند ، مج - و بسيار كلام . . . دار
( 4 ) مج + مستمع
( 5 ) متن : افشاند
( 6 ) مج و بنياد : بىوقت
( 7 ) مپ 2 - شنونده
( 8 ) مپ 2 : بود و
( 9 ) مج : بگذارد
( 10 ) مج + حضرت
( 11 ) مج : صلى اللّه عليه و سلم
( 12 ) متن : يلتفت ، بنياد : يليف
( 13 ) متن : بلغت ، بنياد : يلعب
( 14 ) متن و مپ 2 و بنياد - اگر
( 15 ) همه نسخ + و . حذف آن قياسى است
( 16 ) مج - ويرا پيرايه
( 17 ) مج : بود
( 18 ) متن - چند ، مج : حكاياتى
( 19 ) متن - و نطق
( 20 ) مج : بمشية اللّه تعالى و عونه
( 21 ) مج + مصداق اين حكايت است كه
( 22 ) مپ 2 - از
( 23 ) مپ 2 و مج : طرف
( 24 ) مج : مىانداخت
( 25 ) مپ 2 + آن ، مج + دور
( 26 ) مج : طرف
( 27 ) مج : افتاده
( 28 ) مج + ديبا
( 29 ) مپ 2 : تكلف بدان كار مىبرد ، مج : برده
( 30 ) مج - اصناف
( 31 ) مپ 2 - آمده