را تمام كند و از كارگاه فرو گيرد . دزد با خود گفت : موجود را از دست نبايد داد و بافته را رها نبايد كرد ، صواب آنست كه ساعتى اينجا « 1 » مقام كنم چندانكه « 2 » مرد ديباباف اين « 3 » جامه از كار فروگيرد و بخسبد من فرصت « 4 » به « 5 » غنيمت دارم و « 6 » جامه را از وى ببرم . پس به حيلتى كه توانست در اندرون كارگاه او آمد و در گوشهاى « 7 » مختفى « 8 » بنشست . مرد استاد « 9 » ديباباف هر تارى « 10 » كه در « 11 » پيوستى گفتى : اى زبان به تو استعاذت مىكنم و از تو استعانت مىطلبم كه دست از « 12 » من بدارى « 13 » و سر مرا در تن نگاه دارى . همه شب با زبان درين مناجات بود و دزد منتظر آن كه مگر « 14 » جامه ببرد . مرد « 15 » همه شب در اين حالت و مقالت بسر برد « 16 » چندانكه « 17 » ديبا را تمام كرد و از كارگاه فرو گرفت و آن را نيكو درپيچيد « 18 » و از « 19 » آن پرداخته شد « 20 » طلايع صبح صادق « 21 » از جانب مشرق رسيده « 22 » بود و عالم ظلمانى نورانى گشت . دزد از خانه بيرون آمد و بر سر كوى منتظر بنشست ، چندانكه مرد از عبادت « 23 » معهود « 24 » خود بپرداخت جامه برداشت و عزم سراى راى « 25 » كرد . دزد در عقب او مىرفت تا معلوم كند كه تيغ زبان او چه گوهر ظاهر
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : آنجا
( 2 ) مپ 2 + آن
( 3 ) متن و مپ 2 : آن
( 4 ) مج + اختفا و استتار
( 5 ) مج - به
( 6 ) مپ 2 - من فرصت . . . و
( 7 ) مپ 2 - در گوشهاى
( 8 ) متن و مپ 2 : مخفى
( 9 ) مپ 2 - استاد
( 10 ) متن : و مپ 2 تاره
( 11 ) مپ 2 : درو ، مج - در
( 12 ) متن و مج + سر
( 13 ) مج : براندارى
( 14 ) مج - مگر
( 15 ) مج - مرد
( 16 ) مپ 2 - و دزد منتظر . . . مقالت بسر برد
( 17 ) مج + آن
( 18 ) مج : نيكو پيچيده + و مرزر كرد
( 19 ) مج : چندانكه ، بنياد ، چنانكه از
( 20 ) مپ 2 - و از آن پرداخته شد
( 21 ) متن و مپ 2 + سر
( 22 ) مپ 2 :
برآورده
( 23 ) مپ 2 و مج : عادت
( 24 ) بنياد - معهود
( 25 ) مپ 2 :
خانه خود