ارتحال 95 - كوچ كردن جابجا شدن
ارتياض 93 - رياضت كشيدن
ارتفاع 275 - 473 - حاصل ملك - خراج
ارجاف به فتح اول 135 - خبرهاى دروغ جمع آن اراجيف است
اركانان 87 - 401
از راه 276 - يكراست از راه سفر
از راه 133 - از مخرج - بادى از راه رها كرد
ازعاج به كسر اول 387 - از ريشه برآوردن
ازهار به فتح اول جمع زهر 172 - شكوفهها - گلها
اسپست 31 - 32 - يونجه
اساءت 66 - بدى
اسبوع به ضم اول 694 - هفته
استخراج احكام با كسر جيم 233 - بيرون آوردن احكام
استدراج 367 - به ظهور آمدن خرق عادت از غير مؤمن مقابل معجزه و كرامت كه از انبيا و اوليا صادر گردد
استظهار 108 - دارائى
استظهار 369 - 639 - پشتگرمى
استقامت امور ، به كسر تا 177 - استحكام و درستى كارها
استقصا 162 - كوشش
استيصال 549 - از بيخ برآوردن
استعطاف 272 - دل بدست آوردن ، طلب مهربانى
اسخيا جمع سخى 289 - به معنى
اسر به فتح اول 451 - اسارت
اسمال به فتح اول 371 - كهنهها
اشخاص جمع شخص 327 - كالبدها
اشراف به كسر اول 582 - 583 - پيشكارى
اشفاق به كسر اول 386 - 593 - 598 - مهربانى ، دلسوزى
اشنان به ضم اول يا كسر 614 - درختچهايست از تيره اسفناجيان كه خاص نواحى گرم و كويرى است و گاه در سواحل درياى شور مىرويد - چوبك كه بعد از طعام با آن دست مىشويند
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 804
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٠٤