آزادمرد 136 به سكون دال - به معنى
آزاد مردى 136 - به معنى
آسمان جناب به كسر نون 383 - جناب به معنى درگاه و آستان
آسوده 290 - مانده ( گوشت آسوده )
آشنايى 667 - انس ، يگانگى ( آشنائى جان با تن 667 )
آفتاب يثرب به كسر باء 30 - كنايه از وجود مبارك حضرت رسول اكرم ( ص ) است
آفتاب زدگان حرمان 464 - از عالم خورشيد سواران
آفتاب دولت 705 به كسر باء
آموخته 604 - عادت كرده ، پرورده
آناء الليل 375 - اوقات شب اين تركيب مأخوذ از قرآن كريم است ( سورهء بقره آيه 109 ، طه آيهء 130 )
آهستگى 445 - تنبلى - سهل انگارى
« الف »
افتادن
كار كسى در تراجع افتادن 586 - بد شدن كار و بار كسى
در راه بر كسى افتادن 260 - به كسى برخوردن و مواجه شدن
افتادن ( كسى را ) 709 - بلا متوجه كسى شدن ، مصيبت فرود آمدن
افروختن
برافروختن ( روى و رخسار ) 487 - 637 - كنايه از خوشحال شدن است
افكندن
ارجاف افكندن 134 - خبر دروغ پراكندن
انداختن
خاك در ديده خرد انداختن 389 - كنايه از كور كردن است
به خدمت انداختن ( خود را ) 546 - التجا بردن
سرانداختن 138 - به معنى
انجاميدن
به انقراض انجاميدن 494
ايستادن
به جاى ايستادن 388 - جانشين شدن