لم تطلع الشمس . . . تا آخر بيت / 454 - آفتاب در آن روز ( روز جنگ ) طلوع نكرد بر كسى كه همآغوش زن خود بود و غروب نكرد بر عزبى .
لو كان بينى و بين الناس . . . / 99 - اگر بين من و مردم سر مويى وجود داشته باشد آن سر مو قطع نمىشود زيرا هرگاه ايشان آن را رها كنند من آن را مىگيرم و اگر آنها آنرا بگيرند من رها مىكنم .
له القدح المعلى فى المعالى . . . / 168 - او را سهم بزرگى است در بزرگواريها آنگاه كه كريمان ازدحام ميكنند در تصرف سهم خود بوسيلهء تيرهايى كه تعيين كننده سهام بود ( قداح ) .
المأمور معذور / 690 .
مدارس آيات . . . تا آخر شعر / 39 - محل درس آيات قرآن از خواندن خالى شد و خانهء وحى بيابان بىآب و علف شد . دختران زياد در قصرها ايمناند و دختر رسول خدا ( ص ) در بيابانهاست . فرزندان رسول نحيف و لاغرند و فرزندان زياد فربه .
المشاور بين احدى الحسنيين . . . / 685 - مرد مشورتكننده را هر آينه يكى از دو عافيت حاصل است اگر رأى او بعد از مشورت درست افتد از ثمرهء صواب بهرهمند گردد و اگر نادرست باشد جمله آن خطا به رأى او منسوب نباشد چه او در آن كار مستبد نبوده است .
المستشير ينجح و المستبد يهلك . . . / 673 - هركه در كارها مشورت كند سعى او به نجح پيوندد و هر كه استبداد ورزد نصيب او جز حرمان نبود و مشورت پيش رو نجاح است و به خدا قسم كه معاويه خلافت را احراز كند و براى دودمانش مقام بلندى بر پا سازد .
ما ذاك الا ان سلطان الهوى . . . / 386 - اين نيست مگر قدرت عشق
ما الحب الا للحبيب الاول / 499 - عشق عشق اول است .
من تواضع مثل هذه التواضع لا يهاب / 22 - هر كس اين چنين تواضع كند كسى از او نمىترسد .
من كان يرجوا هو من . . . تا آخر بيت / 36 - آنكه به كرم و عضو خداوندى اميدوارست از گناه زيردستش مىگذرد
من كان يرجوا ان تكون . . . / 631 - هر كه مىخواهد كه صفاتى چون عبد اللّه داشته باشد ساكت بنشيند و بشنود ؛ عبد اللّه صديقترين ، عفيفترين ، نيكوكارترين ،
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 781
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٧٨١