فهرست مثلهاى سائر و سخنان پندآميز و بعضى سخنان ديگر فارسى بر حسب حرف اول
آن كس كه آسياب گرداند دخل آس نيز هم او پردازد / 480
از مروت دور بود بر زينهارى زنهار خوردن / 444
اگر خواهى كه مردمان ترا دوست دارند زر را دوست مدار / 257
اگر قضا خواست و قدر خواست حذر باطل است / 541
اگر غدر و فريب در آدمى سرشته است بر هر كس اعتماد كردن خطاست / 541
اگر مرگ حق است دل بر جهان نهادن عين حماقت بود / 541
اميد بندگان به رحمت خداوندان بر مقدار سوابق نعمت ايشان است / 50
بدان كه بقاى بنى آدم در هلاك بنى آدم است اما صاحب دولت را سياستى بايد ممزوج با شفقت / 54
بسيار جاى سفاهت در حصول مقصود بر حلم ترجيح دارد /
بر خوان ملوك از بهر شرف نشينند نه از بهر علف / 204
بندگان خداى بر دو قسمند يا پادشاهانند كه حظ ايشان عز ملك است يا رعيتاند كه حظ ايشان استراحت است و هر دو سعادت در حظ يك تن جمع نشود / 441
به راست فريفته شدن از عادات كرام است / 57
پادشاه سر است و رعيت جوارح و اعضاى او / 54
تا پسنديده را بهدست نيايد ناپسنديده از دست نشايد داد / 388