تا « 1 » وقتى سلطان محمود « 2 » به طرف ملتان رفت و ولايت خراسان از فرّ و شكوه او خالى ماند . ايلك خان غيبت او را « 3 » غنيمت شمرد « 4 » و سباس تكين را « 5 » با دههزار سوار « 6 » نامزد « 7 » كرد تا « 8 » از « 9 » جيحون ترمذ بگذرد « 10 » و اطراف و « 11 » نواحى خراسان فروگيرد « 12 » و غارت كند « 13 » . طايفهاى از مشيران و پيران « 14 » دولت او را ملامت كردند و گفتند : تعرض ملك محمود « 15 » نشايد كرد كه او مردى صاحب دولت است « 16 » . ايلك استبداد پيش گرفت « 17 » و گفت : ملك از سلامت طلبى برنگيرد « 18 » . پس سباس تكين برفت « 19 » و ولايت ترمذ و بلخ را غارت كرد و آن نواحى را در ضبط خود آورد « 20 » . چون اين « 21 » خبر به در ملتان « 22 » به سلطان رسيد « 23 » ، و سلطان شهر ملتان گرفته بود و مال بسيار بهدست آورده ، و از ملتان تاختنى كرد چنانكه هيچ كس « 24 » در آن تاريخ « 25 » مثل آن نشان نداده بود « 26 » ، و به يك تاختن به در مرو آمد و از آنجا فوجى از حشم را « 27 » در خدمت آلتون تاش و ارسلان خان « 28 » نامزد كرد تا از بيابان مرو بروند و ناگاه بر ايشان زنند و ايشان را پريشان كنند . و آن جماعت از بيابان
هامش
( 1 ) مج + كه
( 2 ) مج - را
( 3 ) مج - را
( 4 ) مج : دانست
( 5 ) مج : شباشب كمين
( 6 ) مپ 2 : مرد
( 7 ) مج - نامزد
( 8 ) مج - تا
( 9 ) مج : و
( 10 ) مج : عبره كرد
( 11 ) مپ 2 - اطراف و
( 12 ) مج :
فرو گرفت
( 13 ) متن و مج : كرد + و
( 14 ) مپ 2 : پيروان ، مج : اميران و دبيران
( 15 ) مپ 2 : با ملك محمود تعرض
( 16 ) از اينجا تا آخر باب بيست و پنجم از نسخه مپ 2 افتاده است
( 17 ) مج : كرد
( 18 ) متن :
ملك مرا استبداد سلامت طلبيد
( 19 ) مج : پس شباشب كمين كرد
( 20 ) مج : آن نواحى ضبط كرد
( 21 ) متن : و ازين نوع خبر
( 22 ) مج - به در ملتان
( 23 ) مج + سلطان محمود در ملتان رسيد
( 24 ) مج - هيچ كس
( 25 ) مج + هرگز
( 26 ) مج : است
( 27 ) متن : لشكر
( 28 ) كلمه در نسخه متن قابل خواندن نبود