مىطلبيم . منصور فرمود كه دست شما مطلق گردانيدم « 1 » تا او را قصاص « 2 » كنيد .
عيسى گفت : اگر مرا به قصاص عبد اللّه على مىكشيد « 3 » من او را زنده به شما تسليم كنم چه « 4 » او در حيات است و هيچ مكروهى به وى نرسيده است و همين ساعت به شما تسليم كنم « 5 » . من از رأى « 6 » امير المؤمنين « 7 » استطلاع مىكردم تا معلوم شود كه ضمير مبارك او « 8 » با عبد اللّه به « 9 » قرار صفا « 10 » هست يا نه « 11 » . پس عبد اللّه على « 12 » را بديشان تسليم كرد و به يمن اشارت و حسن مشورت « 13 » يونس از آن بليت خلاص يافت تا عالميان را معلوم شود كه در مشاورت « 14 » با ارباب كياست فوايد بسيارست چنانكه گفتهاند « 15 » :
بيت ؛
مشورت در كارها با اهل راى * هست مرا حرار را مشكل گشاى
حكايت ( 6 ) [ منصور نوح در باب عزل ابو عبد الله جيهانى و وزارت عتبى با ابو الحسن سيمجور مشورت كرد اما سخن او را نشنيد و وزارت به عتبى داد . پس ابو الحسن سيمجور مورد دشمنى و اهانت قرار گرفت و عصيان كرد و بزندان افتاد و به قول صاحب عباد اولين وهن در دولت سامانى بدين سبب واقع شد . ]
آوردهاند كه امير « 16 » منصور « 17 » نوح را وزيرى بود كه « 18 » او را عبد اللّه جيهانى « 19 » خواندندى و در كمال كفايت « 20 » از كفات جهان بر سر آمده بود و ملك به « 21 » كفايت او « 22 » متعمّر و دولت به درايت « 23 » او مفتخر . و چون تخت پادشاهى به نوح بن منصور رسيد خواست كه عبد اللّه جيهانى
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : گردانيديم
( 2 ) مج - قصاص
( 3 ) مج : عيسى گفت پس به اولياى عبد اللّه گفتم كه
( 4 ) مپ 2 : و
( 5 ) مپ 2 و مج - و همين . . . كنم
( 6 ) مج - از رأى
( 7 ) مج + را
( 8 ) مج - او
( 9 ) مج : بر
( 10 ) مج - صفا
( 11 ) مج + بارى چون معلوم شد او را اين ساعت به شما تسليم كنم
( 12 ) مپ 2 و مج - على
( 13 ) مج : به يمن مشورت و حسن اشارت
( 14 ) مج : مشورت
( 15 ) مج - چنان . . . گفتهاند
( 16 ) مج - امير
( 17 ) مج + ابن
( 18 ) مج : و
( 19 ) همه نسخ جهانى بود كه تصحيح شد
( 20 ) مج : كياست
( 21 ) متن و مپ 2 : و
( 22 ) متن و مپ 2 - او
( 23 ) متن : كفايت + معتضد به رأى و رويت ، مپ 2 : و ملك و كفات معتضد به رأى و رويت او مفتخر