حال جعفر بن « 1 » يحياى برمكى نشنيده است « 2 » . حسن سهل « 3 » گفت كه « 4 » چهگونه بود « 5 » ؟ گفت : امير المؤمنين هارون الرشيد « 6 » مر « 7 » عبد اللّه اوطس « 8 » را به « 9 » دست جعفر يحياى « 10 » خالد « 11 » داد كه « 12 » او را محافظت كن « 13 » . جعفر دليرى كرد و بى فرمان هارون الرشيد « 14 » او را بكشت و سر او را با ديگر هديهها به « 15 » نزديك « 16 » هارون فرستاد . چون امير المؤمنين هارون « 17 » بر آل برمك « 18 » متغير شد و خواست كه ايشان را براندازد مسرور خادم را بفرستاد كه برو و جعفر يحيى « 19 » را بكش . اگر گويد « 20 » چه جنايت دارم « 21 » كه امير المؤمنين مرا « 22 » سياست مىفرمايد « 23 » ، بگوى كه امير المؤمنين « 24 » ترا به قصاص پسر عم خود اوطس « 25 » مىكشد « 26 » كه « 27 » او را بىفرمان من « 28 » بكشتى ، « 29 » اكنون تو چهگونه ايمن توانى « 30 » بود از آنكه وقتى رأى امير المؤمنين « 31 » بر تو متغير شود و تو اين مرد را كشته باشى بر تو حجت گيرد « 32 » و ترا به قصاص او بكشد « 33 » . حسن سهل « 34 » اين سخن از حجاج « 35 » بپسنديد « 36 » و از وى « 37 » منتها داشت « 38 » و « 39 » زيد موسى را
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 - جعفر بن
( 2 ) مج - است
( 3 ) مج - سهل
( 4 ) مج - كه
( 5 ) مج + او
( 6 ) مج : هارون رشيد
( 7 ) مپ 2 - مر
( 8 ) مج : اوطاش
( 9 ) مج : بر
( 10 ) متن و مپ 2 : يحياى جعفر
( 11 ) مپ 2 و مج - خالد
( 12 ) مج : تا
( 13 ) مج : كند
( 14 ) متن : امير المؤمنين
( 15 ) مپ 2 - به ، مج - با ديگر هديهها به
( 16 ) مپ 2 - نزديك
( 17 ) مج :
چون هارون الرشيد
( 18 ) مج : برمكيان
( 19 ) مج - يحيى
( 20 ) متن + كه ، مج + كه من
( 21 ) مچ : كردهام
( 22 ) مج - مرا
( 23 ) مپ 2 - كه امير . . . فرمايد
( 24 ) متن + مىفرمايد كه ، مپ 2 - امير المؤمنين
( 25 ) مج : اوطاش
( 26 ) متن و مپ 2 : مىكشم
( 27 ) متن + تو
( 28 ) مج - من
( 29 ) متن + جنايتى تمام است
( 30 ) متن : توان
( 31 ) مپ 2 : او
( 32 ) مپ 2 : آرد
( 33 ) متن : مىبكشد ، مج + چنان كه رشيد مر جعفر را بكشت
( 34 ) متن + چون ، مج : را
( 35 ) مج : وى
( 36 ) متن : بشنيد ، مج : پسنديده آمد + و او را بدين راى محمدت فرمود
( 37 ) متن - و از وى
( 38 ) مج : منتهاى بسيار داشت
( 39 ) متن و مپ 2 + بعد از آن