موقوف كرد و كم از سه ماه نبود « 1 » كه امير المؤمنين مأمون فرمود « 2 » زيد موسى « 3 » را به اعزاز تمام بايد به حضرت فرستى . حسن مر زيد را « 4 » بيرون آورد و او را تشريف داد « 5 » و از حجاج منتها داشت « 6 » و بعد از آن هيچ كار بىمشورت او « 7 » نكردى « 8 » .
حكايت ( 5 ) [ منصور عباسى عموى خود را به دست عيسى بن موسى داد تا بكشد پس از چندى بر او خشم آورد كه چرا وى را كشتهاى و عيسى كه به اشارت يكى از دوستان از كشتن او دست برداشته بود از مهلكهاى عظيم نجات يافت . ]
آوردهاند كه چون امير المؤمنين منصور مهدى را ولى عهد كرد « 9 » به جهت مصلحت عيسى بن موسى « 10 » را بركشيد و به تربيت و عنايت خود مخصوص گردانيد و عم خود را « 11 » عبد اللّه بن على « 12 » در بند كرد و او را به عيساى موسى « 13 » داد و در سرّ « 14 » او را گفت بايد كه او را از لباس حيات محروم گردانى « 15 » و دل ما را « 16 » از كار او « 17 » فارغ كنى « 18 » ، و منصور عزم سفر قبله كرد . عيسى خواست كه عبد اللّه على « 19 » را باطل كند با يونس ابو فروه مشورت كرد . يونس گفت : زينهار تا « 20 » او را نكشى ، چه مراد امير المؤمنين اين بوده است تا « 21 » ترا به قصاص او هلاك كند « 22 » ، او را پوشيده مىدار تا « 23 » هرگاه كه از تو طلب كند « 24 » به وى « 25 » تسليم كنى « 26 » . عيسى بر « 27 » مقتضاى « 28 » اشارت برفت « 29 » و چندانكه امير المؤمنين « 30 » از حج بازگشت « 31 » ، و در نظر « 32 » او آن « 33 »
هامش
( 1 ) متن : روز بود ، مپ 2 : و پس از يك ماه
( 2 ) متن - مأمون فرمود ، مپ 2 - كه امير المؤمنين مأمون فرمود
( 3 ) متن و مپ 2 - موسى
( 4 ) متن و مپ 2 - به اعزاز تمام بايد به حضرت فرستى حسن مر زيد را
( 5 ) مج : و او را خدمتهاى بسيار كرد و فرستاد به حضرت خلافت
( 6 ) مپ 2 و مج - و از حجاج منتها داشت
( 7 ) مپ 2 و مج : او
( 8 ) مج : نكرد
( 9 ) متن : ولى عهد خود كرده بود ، متن و مپ 2 + و مهدى
( 10 ) متن و مپ 2 : على عيسى
( 11 ) مج - را
( 12 ) مپ 2 - ابن على ، مج + را
( 13 ) مج - موسى
( 14 ) مج - در سر
( 15 ) مپ 2 : او را هلاك كنى
( 16 ) مج - را
( 17 ) مج - از كار او
( 18 ) متن و مپ 2 : گردانى
( 19 ) مپ 2 و مج - على
( 20 ) متن + تو
( 21 ) مج : كه
( 22 ) متن و مپ 2 + تو
( 23 ) مج - تا
( 24 ) مج : طلبيد
( 25 ) مج - به وى
( 26 ) متن و مپ 2 + على
( 27 ) متن و مپ 2 + اين
( 28 ) مپ 2 - مقتضى
( 29 ) مج + يونس عبد اللّه را بكشت
( 30 ) مج + منصور
( 31 ) مج : باز آمد
( 32 ) مپ 2 : خاطر ، مج : ظن
( 33 ) مج - آن