بود كه عيسى عبد اللّه « 1 » را كشته باشد « 2 » . پس طايفهاى از « 3 » بنى عباس را برانگيخت تا او را شفاعت كنند « 4 » و براى « 5 » استخلاص او كلمهاى گويند « 6 » . چون آن جماعت شفاعت كردند عيساى موسى را بخواند و گفت « 7 » : جماعت عشاير و ارقاب « 8 » ما در باب عم من « 9 » شفاعت مىكنند و من او را بديشان بخشيدم ، بايد كه « 10 » او را اطلاق كنى و بديشان دهى « 11 » . عيسى گفت : من « 12 » خدمت كردم و در « 13 » پيش « 14 » آمدم و آهسته در گوش وى گفتم نه امير المؤمنين « 15 » فرموده بود كه او را هلاك كن « 16 » ؟ و من آن فرمان را به جاى آوردهام ، و اين ساعت « 17 » مىفرمايى كه بديشان « 18 » تسليم كن ! و من اگرچه عيسى نامم « 19 » عيساى مريم نيم « 20 » كه مرده به نفس من زنده شود « 21 » . منصور خود را در خشم ساخت و به آواز بلند گفت : من « 22 » هرگز « 23 » ترا به كشتن او نفرمودم « 24 » . پس روى بدان جماعت كرد و گفت « 25 » : اين مرد اقرار مىكند كه من عبد اللّه « 26 » را بكشتهام و بر من افترا « 27 » مىكند كه به فرمان تو كشتهام « 28 » و من هرگز او را نفرمودهام ، اگر خواهيد از وى عفو كنيد و اگر خواهيد قصاص كنيد « 29 » . اولياى عبد اللّه « 26 » در عيسى « 30 » آويختند « 31 » و او را بكشيدند و گفتند : يا امير المؤمنين « 32 » ؛ قصاص « 33 »
هامش
( 1 ) مج + على
( 2 ) متن : بكشته بود ، مج كشته است
( 3 ) مج - از
( 4 ) متن و مپ 2 : كردند
( 5 ) متن : رأى
( 6 ) مپ 2 : گفتند
( 7 ) مج + اين
( 8 ) متن و مپ 2 : عقارب
( 9 ) مج : در باب عبد اللّه
( 10 ) متن + تو
( 11 ) مپ 2 - و بديشان دهى
( 12 ) مج - من
( 13 ) مج - در
( 14 ) متن + وى ، مپ 2 + او
( 15 ) مج + مرا
( 16 ) مج : كنى
( 17 ) مج :
جماعت را
( 18 ) مج : بر ايشان
( 19 ) متن + آمد
( 20 ) مج : و من نه عيساى مريمم
( 21 ) مج : مرده را زنده توانم كرد
( 22 ) مج - من
( 23 ) مپ 2 - هرگز
( 24 ) متن : نفرمودهايم ، مج : نفرموده بوديم
( 25 ) مج + كه
( 26 ) مج + على
( 27 ) متن : اقرار
( 28 ) مج : كشتم
( 29 ) مج : به قصاص رسانيد
( 30 ) متن : على عيسى ، مج - عيسى
( 31 ) مج : چسبيدند
( 32 ) مپ 2 - و او را . . . المؤمنين
( 33 ) مج : خون عبد اللّه