خلقى « 1 » او را خطبه « 2 » مىكنند « 3 » ، چه صواب مىبينى دختر را به كه دهم ؟ آن « 4 » گبر گفت : عجب است كه امام و قاضى مسلما [ نا ] ن در مصلحت خود با بيگانه مشورت مىكند ؟ قاضى گفت « 5 » : تو مردى امينى « 6 » و بىغرض « 7 » ، و آنچه « 8 » تو گويى استماع نمايم « 9 » و بر آن بروم « 10 » . گبر گفت « 11 » : كفاعت « 12 » در دين شما به دين « 13 » است و بد نيست « 14 » ، و به مذهب ما نيست « 15 » ، و به نزديك اهل روزگار به مال « 16 » [ است ] . اگر متابعت ملت خود مىكنى دين اختيار كن و اگر بر سنّت اسلاف « 17 » مىروى نسب را معتبر دار و اگر بر عادت « 18 » اهل زمانه « 19 » خواهى رفت مال « 20 » طلب كن . نوح را « 21 » اين سخن « 22 » عظيم « 23 » خوش « 24 » آمد و او را غلامى بود « 25 » كه « 26 » مبارك « 27 » ترك مىگفتند « 28 » و « 29 » مردى « 30 » عابد و متدين بود « 31 » . قاضى با خود گفت كه « 32 » هيچ كس « 33 » از مبارك ديندارتر و پارساتر نيست « 34 » . پس « 35 » دختر خود « 36 » را به دو « 37 » داد و خداى عز و جل او را پسرى « 38 » بخشيد چون « 39 » عبد اللّه مبارك « 40 » كه « 41 » امام خراسان و « 42 » زاهدترين اهل « 43 »
هامش
( 1 ) مج + مر
( 2 ) مپ 2 - خطبه
( 3 ) متن و مپ 2 : مىخواهند
( 4 ) مپ 2 + مرد ، مج - آن
( 5 ) متن و مپ 2 - عجب است كه . . . قاضى گفت
( 6 ) مج - امينى و
( 7 ) مج : بىغرضى
( 8 ) مج : هر چه
( 9 ) مج : كنم
( 10 ) مپ 2 - و بر آن بروم
( 11 ) متن + كر ، مپ 2 + اين
( 12 ) متن و مپ 2 + را
( 13 ) متن و مپ 2 - به دين
( 14 ) مج : و در مذهب نيست
( 15 ) مج - و به مذهب ما نيست
( 16 ) متن و مپ 2 - به مال
( 17 ) مج : اگر سبيل روش
( 18 ) مج : نهج
( 19 ) متن و مپ 2 : روزگار
( 20 ) مج :
مالى
( 21 ) متن و مپ 2 - را
( 22 ) متن و مپ 2 + را
( 23 ) مج - عظيم
( 24 ) مج + مى
( 25 ) متن - بود
( 26 ) متن + او را
( 27 ) مج + نام
( 28 ) مپ 2 : گفتندى ، مج : مىگفتندى
( 29 ) مج - و
( 30 ) متن و مج + عالم و
( 31 ) مج - بود
( 32 ) مج : من
( 33 ) مج + را
( 34 ) مج : نمىبينم
( 35 ) مج - پس
( 36 ) مج : او
( 37 ) مج - به دو
( 38 ) مج : فرزندى
( 39 ) مپ 2 : كه او را
( 40 ) مپ 2 + گفتندى
( 41 ) مج - كه
( 42 ) مج - و
( 43 ) مپ 2 - ترين اهل