خود كند و طريق استبداد « 1 » سپرد نصيب او جز حرمان نبود . و مشورت « 2 » پيش رو نجاح است و اللّه كه « 3 » معاويه خلافت را احراز « 4 » كند « 5 » و در دودمان « 6 » خود بناى بزرگ « 7 » نهد « 8 » و هم چنان بود كه عمرو بن الاهتم « 9 » گفته بود كه معاويه به خلافت مخصوص گشت « 10 » و امير المؤمنين على رضى اللّه عنه « 11 » با چندان فضل « 12 » و مرتبت و قربت و قرابت « 13 » سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم « 14 » محروم شد « 15 » .
بيت ؛
چو از هر سوى دشمنى سرفراخت * نهال خلاف تو در دل نشاخت
مكن تكيه بر گنج و تيغ و سپاه * ز فرزانگان رأى و تدبير خواه
بسا كوبه تدبير شد دستگير * به جايى كه ضايع بود تيغ و تير « 16 »
حكايت ( 2 ) [ سخن بشاد برد و متنبى در باب مشورت . ]
گويند « 17 » اصمعى مر بشار بن برد « 18 » را گفت كه من « 19 » در
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : استمداد
( 2 ) مج + كردن
( 3 ) مج + و راى آن قسامه نيست
( 4 ) متن : احتراز
( 5 ) مج : كرد
( 6 ) مج : زمان
( 7 ) مج :
بنائى بزرگى
( 8 ) متن و مج : نهاد ، تصحيح قياسى است ، متن + كه هرگز ويران نشود ، مپ 2 - و در دودمان . . . نهد
( 9 ) متن و مپ 2 : ابراهيم
( 10 ) متن : گشته ، مپ 2 - كه معاويه . . . گشت
( 11 ) متن - عنه ، مج - رضى اللّه عنه
( 12 ) مج : فضايل ، مپ 2 : علم و فضل
( 13 ) مج : و مرتبت قرابتى
( 14 ) متن - صلى اللّه عليه و سلم ، مپ 2 - و قربت و قرابت . . . و سلم
( 15 ) مپ 2 : فروماند
( 16 ) جاى ابيات دوم و سوم در نسخه متن منظم نبود ، مج - بيت . . . به جايى كه ضايع بود تيغ و تير
( 17 ) مج : آوردهاند
( 18 ) متن و مپ 2 و مج : مسار بن يزيد ، تصحيح به قياس صورت گرفت
( 19 ) مج - من