شعر « 1 »
الرّأى قبل شجاعة الشّجعان * هو اوّل و هى المحلّ الثّانى
فاذا هما اجتمعا لنفس مرّة * بلغت من العلياء كل مكان « 2 »
بيت
متنبى چنين ز دست نفس * كه بود رأى پيش و تيغ ز پس « 3 »
هر شهى « 4 » را كه هر دو جمع بود * در شب حادثات شمع بود
حكايت ( 2 ) [ مكرر « * » / نوح ابن ابى مريم در شوهر دادن دختر خود با گبرى مشورت كرد و او را به غلام خويش داد و عبد الله بن مبارك از او متولد شد . ]
نوح ابن ابى مريم « 5 » از شاگردان امام اعظم « 6 » ابو حنيفه « 7 » بود و او قاضى مرو بود و « 8 » مردى سخت « 9 » عالم و فاضل و « 10 » بزرگ بود و او را يك دختر بود كه در جهان « 11 » جز آن « 12 » دختر هيچ « 13 » نداشت « 14 » و جمله معاريف « 15 » مر « 16 » وى « 17 » را خطبه مىكردند و او در آن متحير شده « 18 » بود كه دختر « 19 » به كه دهد . و در جوار او گبرى بود از دين « 20 » بيگانه . روزى « 21 » نوح ابن مريم « 22 » مر « 23 » ين گبر را بخواند و گفت : بدان كه مرا دخترى است و
هامش
( 1 ) مپ 2 : بيت
( 2 ) مپ 2 : مره ، مج - فاذا هما . . . مكان
( 3 ) مج - متبنى چنين . . . ز پس
( 4 ) مج : كسى
( 5 ) متن و مپ 2 : مرهم ، مج + كه
( 6 ) متن : امير المؤمنين
( 7 ) مج - ابو حنيفه
( 8 ) مپ 2 + او
( 9 ) مپ 2 و مج - سخت
( 10 ) مپ 2 - و فاضل و ، مج : و متورع
( 11 ) مپ 2 - در جهان
( 12 ) مپ 2 : او
( 13 ) مپ 2 - دختر هيچ
( 14 ) مج - كه در جهان . . . نداشت
( 15 ) مج : معارف
( 16 ) مپ 2 - مر
( 17 ) مپ 2 : او
( 18 ) مج - شده
( 19 ) متن + را
( 20 ) مج - از دين
( 21 ) متن + اين
( 22 ) مپ 2 - ابن مريم
( 23 ) مج - مر