تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
از آن هيچ باز « 1 » خواستى نباشد . ابراهيم گفت « 2 » : صواب در « 3 » آن باشد كه امير المؤمنين را بدان دارى « 4 » تا او را ادب كند « 5 » . گفت : چه‌گونه بايد كردن ! گفتم « 6 » : من « 7 » دو بيت بگويم در هجو امير المؤمنين و يكى را ياد دهم تا « 8 » روزى كه امير المؤمنين « 9 » بر لب دجله نشسته « 10 » باشد آن « 11 » مرد « 12 » در كشتى خود « 13 » آن شعر بلند بخواند چنان‌كه امير المؤمنين بشنود و « 14 » پرسد كه اين شعر كر است ؟ من گويم از « 15 » بشار است « 16 » . و روز ديگر تو « 17 » در حضرت « 18 » از وى « 19 » گله كن تا امير المؤمنين او را ادب فرمايد و به « 20 » اسم تو نباشد . يعقوب را « 21 » اين تدبير « 22 » خوش آمد و ابراهيم دو بيت را در نظم آورد « 23 » كه اين معنى بود . نظم « 24 »
دلا مىسوز اندر آتش غم * كه سلطان بر رعايا نيست دلسوز عجب نبود اگر ضايع بمانى * چو مهدى خفته باشد مست تا روز « 25 »
هامش
( 1 ) مج - باز ( 2 ) مپ 2 - و خداوند . . . نباشد مج + و ليكن ( 3 ) مج - در ( 4 ) مج : بر آن آرى ( 5 ) متن + و ( 6 ) متن و مپ 2 : گفت ( 7 ) مج - من ( 8 ) متن و مپ 2 : كه ، مج + روزى كه امير المؤمنين را بر آن آرى تا او را ادب كند . گفت : چه‌گونه بايد كردن گفتم دو بيت بگويم در هجو ( 9 ) مج - روزى كه امير المؤمنين ( 10 ) مج - نشسته ( 11 ) مج - آن ( 12 ) مج : يا ( 13 ) مج - خود ، متن و مج + بر لب دجله برود و ( 14 ) متن + از من ، مج + از او ( 15 ) متن و مپ 2 - از ( 16 ) متن و مپ 2 - است ( 17 ) مج - تو ( 18 ) متن و مج + امير المؤمنين ( 19 ) مج - از وى ( 20 ) متن و مج - به ( 21 ) متن + از ( 22 ) مج - تدبير ( 23 ) مج : گفت ( 24 ) متن و مپ 2 - نظم ( 25 ) متن و مپ 2 - دلا مىسوز . . . مست تا روز