تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
تعجيل مىكند يا نه « 1 » ؟ ماهيان « 2 » گفتند چه « 3 » جاى تعجيل است « 4 » ! ريسمان دراز و دلوى پيش نهاده « 4 » و هر روز مشكى چند برمىآرد « 5 » و « 6 » به عبادت مشغول مىشود « 7 » . رئيس ماهيان گفت « 8 » : چون « 9 » ثبات در كار دارد « 10 » هر آينه مقصود او بحاصل آيد « 11 » . اگر غرضش در دست شماست به وى رسانيد « 12 » . ماهيان گفتند : همانا « 13 » خاتمى « 14 » مىطلبد كه از سال‌ها باز درين دجله افتاده بوده است « 15 » هر بامداد كه بر كنار دجله مىآيد مىگويد تا آن خاتم [ را ] به‌دست نيارم پاى از طلب بازنكشم . دجله را خشك كنم « 16 » تا مطلوب به‌دست آرم « 17 » و الا عمر را درين طلب به آخر آرم « 18 » . رئيس ماهيان گفت : صواب آنست كه « 19 » آن خاتم را بطلبيد و « 20 » در دلو او اندازيد تا ازين محنت باز - رهيد . ماهيان « 21 » خاتم را « 22 » بطلبيدند « 23 » و بيافتند « 24 » و در دلو او انداختند « 25 » . صوفى چون « 26 » ياقوت « 27 » را بديد خداى را حمد و ثنا گفت و به طاعت و
هامش
( 1 ) متن : و به تعجيل مىكشد ، مپ 2 : و به تعجيل مىكند ( 2 ) مج - ماهيان ( 3 ) متن : كه ( 4 ) مج - است متن : اگر اسكى ( 5 ) مج : بر مىگيرد ( 6 ) متن + چون مشكى چند ازو برگيرد ( 7 ) مج : مىگذارد ( 8 ) مپ 2 - رئيس ماهيان گفت ( 9 ) متن و مپ 2 : اگر ( 10 ) مپ 2 : ثبات درين نمايد ، مج : چون درين كار ثباتى دارد ( 11 ) مج : مقصود برآيد + پيش از تهى كردن دجله معلوم كنيد كه غرض از تهى كردن دجله چيست ( 12 ) متن و مپ 2 - اگر غرضش . . . رسانيد ( 13 ) متن + كه ( 14 ) متن + بوده است و آن‌را ، مپ 2 : او را مقصود خاتمى + است كه از اينجا ( 15 ) مپ 2 و مج - كه از سال . . . بوده است ( 16 ) متن و مپ 2 - هر بامداد كه . . . خشك كنم ( 17 ) متن ، و آن‌را به‌دست آيد ، مپ 2 : كه آن را به دست آرد ( 18 ) متن : آرد ، مپ 2 - و الا عمر . . . آرم ( 19 ) مج - صواب آنست كه ( 20 ) مج : كه مىطلبد ( 21 ) متن و مپ 2 : تا ازين محنت خود را باز رهاند ( 22 ) مج + در دجله ( 23 ) مج : طلبيده‌اند ( 24 ) مج - و بيافتند ( 25 ) مج : انداخته ( 26 ) متن : چون صوفى + آن ( 27 ) مپ 2 : آن ، مج : خاتم
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 661 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )