تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
بىادبى كند سياست فرمودن لايق « 1 » مرحمت كامل ما نباشد ، پس « 2 » او را به كارى مشغول « 3 » بايد كرد « 4 » تا بعد ازين بدين سخن نپردازد « 5 » . وزير گفت « 6 » : تا رأى اعلى « 7 » بر چه قرار گيرد « 8 » . خليفه « 9 » گفت « 10 » : او را بگوى كه « 11 » در شريعت ما كفاءت « 12 » معتبرست و از راه دين كفو ما را بشايى « 13 » اما دختر را بىمهر به كسى نتوان داد و زر بسيار از تو طلب كردن بىفايده بود « 14 » اما « 15 » وقتى خاتمى كه نگين او « 16 » خراج ولايت روم بود از دست يكى از خلفا كه آبا و اجداد ما بوده‌اند « 17 » در « 18 » دجله افتاده است « 19 » و چندان‌كه آن را طلبيده‌اند باز « 20 » نيافته‌اند « 21 » ، تو « 22 » اگر شرف « 23 » مصاهرت ما « 24 » مىطلبى آن « 25 » خاتم « 26 » از دجله برآر و به خزانهء « 27 » ما بازرسان « 28 » تا ما دختر ترا دهيم . چون وزير اين معنى با صوفى باز « 29 » گفت صوفى گفت : مرا برين سخن عهدى بايد كه چون آن « 30 » خاتم به شما « 31 » رسانم بعد از آن دفعى ديگر نياريد « 32 » . خليفه او را « 33 » برين معنى « 34 » دست راست داد « 35 » . پس « 36 » صوفى مشكى و رسنى « 37 » بخريد و
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : از ( 2 ) مپ 2 - پس ( 3 ) مپ 2 : مشتغل ( 4 ) مپ 2 : كردن ( 5 ) مج - تا بعد از . . . نپردازد ( 6 ) مج : فرمود ( 7 ) متن - بر ، مج : به ( 8 ) مج + او را بگويم ( 9 ) مج - خليفه ( 10 ) مج : فرمود ( 11 ) مج - كه ( 12 ) مج : دين ( 13 ) متن : نشايى ، مج : كفو مايى ( 14 ) مپ 2 : بىفايده بود ، مج : و از تو زن بسيار طلب دارد ( 15 ) مج - اما ( 16 ) مپ 2 : آن ( 17 ) مپ 2 : بود ، مج - كه آيا . . . بوده‌اند ( 18 ) مپ 2 + اين ( 19 ) مج - است ( 20 ) مج - باز ( 21 ) مج : نيافتند ، مپ 2 - و چندان كه . . . نيافته‌اند ( 22 ) مج - تو ( 23 ) متن و مپ 2 : شرط ( 24 ) مج - ما ( 25 ) مپ 2 : اين ( 26 ) متن و مپ 2 + را ( 27 ) متن : خانه ، مپ 2 - خزانه ( 28 ) مپ 2 و مج : به ما برسان ( 29 ) مپ 2 - باز ( 30 ) مپ 2 : اين ، مج - آن ( 31 ) مپ 2 - شما ( 32 ) مپ 2 : نباشد ، مج . دفع ديگر گفتن نبايد ( 33 ) مج - اور ( 34 ) مج + او را ( 35 ) متن : كرد ( 36 ) مج - پس ( 37 ) مج : صوفى دلو