فولاد صندوقچهاى ساخته بود و قفلى « 1 » بر آن نهاده و كليدى به جهت آن قفل مرتب كرد « 2 » كه در وزن آن « 3 » جمله ، نيم قيراط بيش نبود و آن را به « 4 » تحفه پيش پادشاه آورد « 5 » و جمله خاصگيان « 6 » پادشاه در آن تعجب مىنمودند و احسان و تحسين ارزانى مىداشتند . در اثناى آن « 7 » يكى از علماى وقت « 8 » به خدمت پادشاه آمد چون پادشاه را « 9 » نظر بر وى افتاد « 10 » از جاى « 11 » برخاست و آن عالم را تعظيم نمود و او را بنشاند و در پيش او به ادب « 12 » بنشست . قفّال چون آن حال مشاهده كرد گفت : شرف اين مرد به علم است و من روزگار خود به تعليم قفّالى به باد دادهام « 13 » كه مرا در اين « 14 » دنيا فايده زيادت « 15 » نمىدهد ، به صواب آن نزديكتر بود « 16 » كه علم شريعت آموزم و باقى عمر در تحصيل علم « 17 » به سر برم . پس از سراى سلطان « 18 » بيرون آمد « 19 » و به خدمت عالمى رفت « 20 » كه « 21 » از علماى « 22 » عهد بود و « 23 » در آن وقت سى ساله « 24 » بود ، چون « 25 » حال خود با آن « 26 » امام بگفت امام [ را ] از همت او عجب آمد « 27 » و گفت : تو مردى بزرگ شدهاى « 28 » همانا كه خاطر تو به آموختن « 29 » علم « 30 » مسامحت كند « 31 » ، با اين همه يك كلمه تعليم گير تا جدّ تو در آن مشاهده كنم . پس « 32 » او را « 33 »
هامش
( 1 ) متن : قفل
( 2 ) متن و مپ 2 : و قفل آن در قفلى ديگر نهاد
( 3 ) متن و مپ 2 - آن
( 4 ) مپ 2 - به
( 5 ) مپ 2 : آوردم
( 6 ) مج : خاصگان
( 7 ) متن و مپ 2 - پادشاه در آن . . . در اثناى آن
( 8 ) متن - يكى از علماى وقت به خدمت پادشاه آمد چون ، مپ 2 : عالمى پيش پادشاه آمد
( 9 ) متن - را
( 10 ) مپ 2 - را نظر بر وى افتاد
( 11 ) مج + خود
( 12 ) مج - به ادب
( 13 ) مج : روزگار خود در عالم تباه دادهام
( 14 ) متن : دين + و
( 15 ) مج : زيادة فايده
( 16 ) مپ 2 - بود ، مج : است
( 17 ) مج : آن
( 18 ) مپ 2 : پس از آنجا
( 19 ) متن : آمدم
( 20 ) متن : رفتم
( 21 ) مج + آن عالم
( 22 ) مج + آن
( 23 ) متن + او ، مج + قفال
( 24 ) متن :
سال
( 25 ) متن و مپ 2 - چون
( 26 ) مج - آن
( 27 ) مج - امام از همت او عجب آمد
( 28 ) مپ 2 + نه
( 29 ) متن : با من بچنين ، مپ 2 :
تحصيل
( 30 ) متن و مپ 2 + را
( 31 ) مج : نكند ، متن + يا نه
( 32 ) مج - پس
( 33 ) مج - را