بيت
گرت بايد منازل و درجات * اى برادر به حزم كوش و ثبات « 1 »
و هر « 2 » صاحب اقبال كه در جميع احوال « 3 » به هوى « 4 » خويى طاوس و رنگ بوقلمون نمايد « 5 » هرگز سعادت او را در زير پر خود نگيرد و طاير دولت سخت « 6 » زود « 7 » از آستان او بپرد « 8 » و رخسار ملوك عزيز « 9 » جز از خال ثبات و آرام « 10 » جمال نگيرد و گرههايى كه دهر بوقلمون بندد ز رأى جهان آراى وزير پير گشاده شود . پس ثبات مقبلى و رجوع به فكر عاقلى نشان دولت و عنوان بخت باشد « 11 » و مصداق اين معنى « 12 » حكايتى « 13 » چند « 14 » درين باب آورده شد « 15 » تا ناظران را فايده باشد .
حكايت ( 1 ) [ هارون در كودكى گل مىخورد و خليل احمد كه معلم وى بود او را از اين عادت بازداشت . ]
آوردهاند كه در آن وقت كه امير المؤمنين هارون الرشيد در « 16 » پيش خليل احمد تعليم مىكرد و هنوز از حضيض صبا به اوج بلوغ نرسيده بود او را عادتى بود كه پيوسته « 17 » گل خوردى و بدان مولع بود « 18 » و چند « 19 » كرت خليل « 20 » او را از آن ممتنع نمىشد و حرص او « 21 » بر خوردن آن زيادت مىگشت « 22 » روزى استادش او را گفت كه ببايد دانست كه هر عملى « 23 »
هامش
( 1 ) مج - بيت . . . كوش و ثبات ، مپ 2 : اى برادر ثبات كوش به ثبات
( 2 ) مج + چه
( 3 ) مج + ثبات ورزد درخت سعادتش بارور گردد
( 4 ) متن و مپ 2 : مرى ، بنياد : خوبى ، تصحيح قياسى است
( 5 ) متن و مپ 2 : ماند
( 6 ) بنياد - سخت
( 7 ) متن : رو
( 8 ) متن : نرود ، مپ 2 : برود
( 9 ) بنياد :
عزيز ملوك
( 10 ) متن و مپ 2 : دوام ، بنياد + صورت
( 11 ) مج - به هوى خويى . . . ثبات و آرام جمال نگيرد
متن و مپ 2 : و مشاورت حزم ايشان چو آن شوايب مكدر شود به قرار صفا باز نيايد ، بنياد - و گرههايى كه دهر . . . عنوان بخت باشد
( 12 ) متن و مپ 2 - و مصداق اين معنى
( 13 ) مج : حكايت
( 14 ) متن و مپ 2 : كه + اين معنى و موكد اين دعوى است
( 15 ) مج : مىشود
( 16 ) مج - در
( 17 ) مج - پيوسته
( 18 ) مج : و بدان ولوعى عظيم داشت
( 19 ) مج : چندين
( 20 ) مج + احمد
( 21 ) مپ 2 : آن ، مج - او
( 22 ) متن و مپ 2 : مىشد
( 23 ) متن و مپ 2 : علم