جماعتى ازين گدايان مزاحم به خدمت بزرگان روند « 1 » و ازيشان مكتوبات التماس كنند و ايشان « 2 » به جهت ابرام « 3 » آن « 4 » جماعت حرفى چند بنويسند « 5 » و خلقى « 6 » را در زحمت « 7 » اندازند . آن روز بازگشتم و روزها او را زحمت مىدادم و البته تعرض « 8 » مقتضى « 9 » نبود « 10 » . من به خرج خود « 11 » درماندم و از بس ابرام كه به حضرت او بردم « 12 » حجّابان « 13 » را فرمود تا مرا « 14 » پيش او نگذارند .
روزى « 15 » با رعام بود « 16 » برفتم و « 17 » گفتم : امروز بارعام است و من « 18 » به دعوى نزد تو « 19 » آمدهام نه به طلب انعام « 20 » و بر تو « 21 » سفته « 22 » دارم و عرضه « 23 » خواهم كرد . گفت : سفتهء « 22 » كدام بازرگان « 23 » است « 24 » و مرا هيچيز به كسى « 25 » نمىبايد داد . در حال رقعهء امير عرضه كردم . پس آنرا مطالعه كرد و سرفرو برد و به فكرت « 26 » مشغول شد « 27 » . پس دبير خود را بخواند و در گوش او سخنى گفت .
دبير « 28 » به نزديك من آمد و مرا « 29 » گفت : اين سفته « 30 » به چند دينار « 31 »
هامش
( 1 ) متن - روند
( 2 ) بنياد + را
( 3 ) مج : اداى آن
( 4 ) متن - آن
( 5 ) مپ 2 - و ايشان به جهت . . . بنويسند ، بنياد : بايد نوشت
( 6 ) مج : خلق
( 7 ) متن + ايشان
( 8 ) مج : غرضى
( 9 ) متن : منقضى ، بنياد : مفيد
( 10 ) مپ 2 : روزها او را زحمت مىدادم و فايده نداشت
( 11 ) مج - خود
( 12 ) مپ 2 : و از بس ابرام او كه مىداشتم
( 13 ) مپ 2 و مج و بنياد : حجاب
( 14 ) مج - مرا
( 15 ) مج + كه
( 16 ) متن : است ، مج : داده بود + حيلت كردم و خود را پيش او انداختم چون مرا بديد چين در جبين افكند و آثار تركى ظاهر كرد و حجاب را گفت نگفته بودم كه او را منع كنيد تا بيش مرا زحمت ندهد
( 17 ) متن : من رفتم ، مج - برفتم و
( 18 ) متن و مپ 2 - امروز با رعام است و من
( 19 ) مج - نزد تو
( 20 ) مپ 2 + تو
( 21 ) مج - و بر تو
( 22 ) متن : وثيقه ، مپ 2 : سفه و سفينه ، مج : نوشته ، بنياد : نوشته و سفيه تصحيح قياسى است
( 23 ) مج و بنياد : عرض
مج - بازرگان
( 24 ) بنياد : گفت نوشته كدام است و تمسك و سفيه كدام بازرگان است
( 25 ) متن :
و من هيچيز به هيچ كس
( 26 ) مج : فكر
( 27 ) مپ 2 - و به فكرت مشغول شد
( 28 ) مپ 2 : و
( 29 ) متن و مپ 2 + مرا
( 30 ) متن : وثيقه ، مج : نوشته
( 31 ) مج - دينار