حكايت ( 20 ) [ جوانى كه به پايمردى امير عباس عمرو غنوى از محنت فاقه به راحت نعمت رسيد . ]
در كتاب الفرج بعد الشدت « 1 » آورده است كه يكى از معارف ديار ربيعه را با دبير امير « 2 » عباس عمرو غنوى « 3 » مصادقت بود و آن جوان در آن « 4 » روزگار به علت قلت گرفتار شد « 5 » و از دولت به « 6 » محنت و از ثروت به حاجت افتاد « 7 » و كار خود را « 8 » از آن دبير تدبير « 9 » طلبيد . آن دوست وى را گفت كه حادثهء تو را « 10 » بر « 11 » رأى « 12 » امير عرضه دارم تا « 13 » ترا عنايت نامهها « 14 » نويسد « 15 » به سوى عمال خويش تا چون به نزديك ايشان روى در حق تو تكلفى « 16 » واجب دارند « 17 » . راوى مىگويد كه « 18 » روز ديگر به ديوان « 19 » عباس عمرو رفتم و آن دبير در حق من لطف واجب داشت و مثالى « 20 » نوشت در حال « 21 » تعهد من به نزديك عاملى از عمال « 22 » و امير نشان نوشت « 23 » و « 24 » به من تسليم كرد . و در آن وقت « 25 » كه « 26 » از سراى او بيرون مى « 27 » آمدم در پيش سراى بوستانى بود ، در چهار ميدان بستان « 28 » مىرفتم كه ناگاه « 29 » بادى برآمد « 30 » و دستار از سر من درربود « 31 » و من سربرهنه « 32 » در طلب دستار مى دويدم « 33 » . در اثناى حال « 34 » يكى « 35 » از قفاى « 36 » من درآمد و سيلى محكم بر قفاى
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج : بعد الشده
( 2 ) مج + المؤمنين
( 3 ) مج - غنوى
( 4 ) متن - آن ، مج : و از جور روزگار
( 5 ) مج : مبتلا شده بود
( 6 ) متن - به
( 7 ) مج : افتاده
( 8 ) متن - را
( 9 ) مج : با تدبير ، بنياد : تدبيرى
( 10 ) متن و مپ 2 و بنياد - را
( 11 ) مج : به
( 12 ) بنياد + كامگار
( 13 ) مپ 2 : و
( 14 ) مپ 2 - ها
( 15 ) مپ 2 : نويسم
( 16 ) مپ 2 : تكلف
( 17 ) مج - تا چون بر . . . دارند ، بنياد : داند
( 18 ) مج - كه
( 19 ) مج و بنياد + امير
( 20 ) مج : ميثاقى
( 21 ) مج : باب
( 22 ) مپ 2 : اعمال ، مج + او
( 23 ) متن : و آن را از من به نشان بستد ، مپ 2 - و امير نشان نوشت
( 24 ) مپ 2 + آن را
( 25 ) مج - و در آن . . . وقت
( 26 ) مج : چون
( 27 ) مج - مى
( 28 ) مپ 2 - و در چهار ميدان بستان ، مج : آن
( 29 ) مج و بنياد + گرد
( 30 ) مج : درآمده
( 31 ) مج : در ربوده
( 32 ) مج :
برهنه سر
( 33 ) متن + و ، مج و بنياد + كه
( 34 ) مج : آن
( 35 ) مج + ديدم
( 36 ) بنياد : رفقا