تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
من زد . باز پس « 1 » نگريستم كه آن « 2 » مباسطت كه « 3 » مىنمايد « 4 » ؟ دو سه ديگر فرو رفت « 5 » . چون بنگريستم امير عباس بود . خدمت كردم « 6 » . ازين حالت مرا حيرت آورد . گفت : به چه مهم رنجه شدى ؟ گفتم : به حكم عنايت‌نامهء حضرت امير به نزديك عامل شده‌ام تا در حق من عنايتى كند . گفت : اگر خواهى تا ترا سيلى ، برات بر وى كنم و از وى به قصاص طلب دار . اگر تن در ندهد به هر بها كه خواهى به وى به فروش و ما را معذور دار كه اين مباسطت به غلط با تو تقديم نموديم بر گمان اينكه مگر يكى از ندماى ماست . پس من « 7 » خدمت كردم و گفتم كه امير را در كرم و خلق « 8 » به تعليم بندگان حاجت نيست « 9 » آنچه فرمايد محض لطف باشد . پس دوات و قلم بخواست و بر خط خود بنوشت كه آرندهء اين رقعه « 10 » را « 11 » سه سيلى زده‌ام بىموجبى « 12 » ، خواستم كه از آن « 13 » نفعى به وى رسد . آن سه سيلى « 14 » را به گردن آن مجلس حوالت كرده‌ام « 15 » يا بخورد يا بخرد « 16 » و السّلام . من آن خط را « 17 » بستدم و خدمت كردم و روى به راه آوردم . و چون به نزديك عامل رسيدم اول عنايت‌نامه عرضه « 18 » كردم « 19 » هيچ التفاتى « 20 » نكرد و در آن ننگريست و گفت « 21 »
هامش
( 1 ) مپ 2 - پس ( 2 ) مج + كيست كه ( 3 ) مج - كه ( 4 ) مپ 2 : كه كيست ، بنياد + تا باز پس نگريستم ( 5 ) مج - دو سه ديگر فرو رفت ( 6 ) متن و مپ 2 و بنياد - خدمت كردم ( 7 ) مج : ازين حالت مرا وى در خنده آمد متن و مپ 2 - گفت به چه مهم . . . ندماى ماست پس من ( 8 ) مج : كرم خلق ( 9 ) مپ 2 - را در كرم و . . . نيست ( 10 ) مج : نامه ( 11 ) مج + بىموجبى ( 12 ) مج - بىموجبى ( 13 ) مج + صنع ( 14 ) مپ 2 - سه سيلى ( 15 ) مپ 2 : كردم ( 16 ) مپ 2 : يا بخورند يا بخرند ، مج : آن سه سيلى بر گردن آن مجلس حواله عنايت كرده شد تا بخرد ( 17 ) مپ 2 - را ، مج : آن نامه ( 18 ) مج : عرض ( 19 ) مج + بدان ( 20 ) مپ 2 : التفات ( 21 ) مج : گفتى