مىفروشى ؟ گفتم : به « 1 » هزار دينار . پس « 2 » دبير از صد دينار برگرفت « 3 » تا به پانصد دينار رسيد و من « 4 » به هزار منت « 5 » راضى شدم و گفتم شرط آنست « 6 » كه زر « 7 » هم « 8 » در مجلس نقد « 9 » تسليم كنيد « 10 » و پنجاه دينار به رسم « 11 » علوفه بنويسيد و تشريفى « 12 » به آن « 13 » اضافه كنيد « 14 » . هم « 15 » در آن مجلس مال را « 16 » حاضر كردند و « 17 » به من تسليم افتاد . چون مال قبض كردم « 18 » در حال روى به راه آوردم « 19 » و به بغداد آمدم و اسباب فراغت من مهيا شد و بدان يك « 20 » مباسطت كه « 21 » آن صاحب دولت با « 22 » من نمود « 23 » و مزاحى « 24 » لطيف كه فرمود « 25 » از پايگاه احزان به بارگاه امكان رسيدم « 26 » تا عاقلان را معلوم گردد كه مساس دست كريمان را آن « 27 » اثرست كه « 28 » مس محنت را زر خالص ثروت مىگرداند « 29 » .
هامش
( 1 ) مج - به
( 2 ) مج - پس
( 3 ) مپ 2 : فرو گرفت ، مج : درآمد ، بنياد :
بگرفت
( 4 ) مج - و من
( 5 ) بنياد + به آن مبلغ
( 6 ) مپ 2 : گفتم بايد
( 7 ) مج + نقد
( 8 ) مج - هم
( 9 ) مج - نقد
( 10 ) مج : به من رسد
( 11 ) متن : برسيم ، مج : به اسم
( 12 ) مج - و تشريفى ، بنياد + فاخر
( 13 ) متن - به آن ، مپ 2 و بنياد : با آن
( 14 ) مپ 2 : يار كنيد ، مج : ضم كرده ، بنياد :
همراه كردند
( 15 ) متن و مج : هم
( 16 ) متن : ما را ، مپ 2 : جمله
( 17 ) مج - هم در . . . كردند و
( 18 ) مپ 2 : كردند ، بنياد : نمودند
( 19 ) مج : نهادم
( 20 ) مپ 2 : و به سبب آن
( 21 ) مپ 2 - كه
( 22 ) متن و بنياد : به
( 23 ) مپ 2 - كه آن صاحب دولت با من نمود
( 24 ) مپ 2 : مزاح
( 25 ) متن + آن رحم آمد آن رحم حدثان ، بنياد + آن مرد از زخم حادثان زمان به گرديد
( 26 ) متن : رسيد ، بنياد - از پايگاه . . . رسيدم
( 27 ) مپ 2 و مج - آن
( 28 ) متن + به
( 29 ) متن + از ، مج : بيرون مىكرد