او نهادست « 1 » عطارد قلم زن خامه شكسته و يافه « 2 » در پيوسته است « 3 » و تا پاى همت « 4 » بر اوج فلك رابع « 5 » نهاد خورشيد از غايت حيرت « 6 » خوار شده « 7 » و « 8 » قمر از شرم « 9 » دست عطابخش او در زير حجاب ابر « 10 » ناپيدا گشت « 11 »
بيت « 12 »
آصف ثانى كه هست بذل و كرم كار او « 13 » * منهل آب فناست « 14 » تيغ شرر بار او
مطلع « 15 » خورشيد ملك ، گوهر شمشير دين * از « 16 » دل و جان « 17 » هر دواند گشته خريدار او
تحفه وزيدن ببين بر چمن اندر بهار * گلبن از آن مايه برد گل شده عطار او « 18 »
فرش كرم را كه كرد حاتم ازين پيش و پس * مىكند امروز طى بخشش بسيار او « 19 »
شحنهء بازوى جود « 20 » كلك گهربار اوست * رهبر سمت عدم « 21 » تيغ گهردار او
هامش
( 1 ) همه نسخهها + و ، حذف آن قياسى است
( 2 ) مج و بنياد : نامه
( 3 ) مج و بنياد : در نوشته
( 4 ) متن و مپ 2 - همت ، بنياد : او
( 5 ) متن و مپ 2 : ربع ، بنياد : تاياى او بر فلك اوج رفيع
( 6 ) مج : سرگردانى
( 7 ) مپ 2 : خوار شدهاند
( 8 ) متن - و
( 9 ) مج - شرم
( 10 ) بنياد + شرم
( 11 ) مج : اوان زير حجاب و اين پيدا گشته
( 12 ) مج و بنياد : نظم
( 13 ) مج : كامگار
( 14 ) متن و مپ 2 : مهره آب وفاست ، بنياد : مهبط آب وفاست
( 15 ) مج : مالك
( 16 ) در همه نسخهها كز ، تصحيح قياسى است
( 17 ) مج : از دو جهان
( 18 ) مج :صدر جنيدى نسب كارد هر شب نجوم - * گويى كه چون سائلى است مالك دينار او، نسخه بنياد دو بيت بالا را ننوشته است
( 19 ) مج - فرش كرم . . . بسيار او
( 20 ) متن : خود ، مج : شحنه راه وجود
( 21 ) متن : بهر سمند عدم ، مپ 2 : زهر سمست عدم ، مج : زهره سمت عزم