تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
بيت
هرچه او خواست بودنى باشد * كوشش هيچ كس ندارد سود « 1 »

حكايت ( 19 ) [ رفتار جعفر سليمان هاشمى امير بصره با دزدى كه عقد مرصعى از او دزديده بود . ]

آورده‌اند كه جعفر « 2 » سليمان هاشمى امير بصره « 3 » بود وقتى عقدى مرصع به جواهر متقوّم « 4 » از وى بدزديدند و او « 5 » در طلب آن « 6 » جدّى بليغ و مبالغتى عظيم « 7 » نمود « 8 » تا وقتى درّى از آن عقد در دست شخصى بيافتند و او را به انواع تعذيب مطالبت نمود تا « 9 » اقرار كرد . پس او را در همان « 10 » حالت « 11 » به خدمت جعفر « 12 » آوردند . جعفر « 13 » چون او « 14 » را بدان حالت بديد « 15 » رقّت آورد و ترحم نمود و گفت : اين مرد وقتى به من رسيده است « 16 » و مرا خدمتى كرده « 17 » و من « 18 » او را اين عقد « 19 » بخشيده بودم اما مرا « 20 » فراموش شده بود دست از او « 21 » بداريد و آن « 22 » را در دست وى « 23 » بگذاريد . كرم و خلق « 24 » او تا « 25 » بدين حد « 26 » بود كه در حق خائنى « 27 » چنين لطف « 28 » فرمود لاجرم نام نيك وى « 29 » را ذخيره « 30 » ماند .
هامش
( 1 ) مپ 2 - بيت . . . ندارد سود ، مج - اگر من محمد . . . ندارد سود ( 2 ) مج - جعفر ( 3 ) مج : مصر ( 4 ) مج - به جواهر متقوم ( 5 ) مج - او ( 6 ) مپ 2 - آن ( 7 ) مپ 2 - و مبالغى عظيم ، مج : جد و مبالغت ( 8 ) متن : بود ( 9 ) مج : مطالبه نموده ( 10 ) مج : آن ( 11 ) مپ 2 - همان حالت ( 12 ) مج : امير ( 13 ) مج - جعفر ( 14 ) مج : مروى ( 15 ) مپ 2 : چون او را بديد بر حالت وى ( 16 ) مج : بود ( 17 ) مپ 2 : و خدمتى نيكو مرا كرده ( 18 ) مج + عقد ( 19 ) متن و مج - اين عقد ، بنياد : من آن عقد را به دو ( 20 ) متن و مج - مرا ( 21 ) متن و مج : وى ( 22 ) مج + در ( 23 ) مج : در پيش او ( 24 ) مپ 2 - و خلق ، ( 25 ) مج - تا ( 26 ) مج : غايت ( 27 ) مج : جانى ( 28 ) متن و مپ 2 - لطف ( 29 ) مج : او ( 30 ) مج - را ذخيره