تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
روز و آن شب دست از طعام بداشت تا من « 1 » او را « 2 » گفتم كه يا رسول اللّه « 3 » چرا تنگ‌دلى مىكنى ؟ اگر فرمايى تا « 4 » يتيمى « 5 » ديگر طلب كنم « 6 » تا اين‌جا باشد . مهتر عليه السلام « 7 » فرمود كه انديشهء من بدان سبب است « 8 » كه اين كودك بدخوى بود و من بر بدخويى او صبر مىكردم و مرا بدان « 9 » ثواب بسيار « 10 » بحاصل « 11 » مىآمد « 12 » ، ديگرى چنان نباشد و از ديگرى اين غرض بحاصل نشود .

حكايت ( 7 ) [ نظر مأمون در باب خلافت و اين كه جمال خلافت در چيست . ]

عمرو بن مسعده مىگويد كه روزى در خدمت امير المؤمنين « 13 » مأمون ايستاده بودم و او « 14 » قبايى ساده « 15 » پوشيده بود و اثر وسخ و چرك در شكن‌هاى « 16 » آن جامه « 17 » ظاهر شده « 18 » بود « 19 » . پس من در احمد ابو « 20 » يوسف نگريستم و او در من نگريست « 21 » . مأمون « 22 » به فراست بيافت « 23 » كه ما چه انديشيديم « 24 » آن‌گاه « 25 » روى به ما كرده « 26 » گفت « 27 » : جمال خلافت در جامهء ديبا و لباس زيبا نيست چه جامه « 28 » به اندك « 29 » آسيبى « 30 » و كششى « 31 » دريده گردد [ و ] آن‌را اعتبارى نباشد « 32 » و اگر ما خواهيم هيچ كس در آن معنى « 33 » بر « 34 » ما « 35 »
هامش
( 1 ) مپ 2 - تا ( 2 ) مپ 2 - او را ( 3 ) مج - كه يا رسول اللّه ( 4 ) مج - تا ( 5 ) مج : يتيم ( 6 ) مج : طلبم ( 7 ) مج - عليه السلام ( 8 ) متن - است ( 9 ) مپ 2 - مرا بدان ( 10 ) مپ 2 و مج - بسيار ( 11 ) مج : حاصل ( 12 ) مپ 2 : مىكردم ( 13 ) مپ 2 - امير المؤمنين ( 14 ) متن و مپ 2 - او ( 15 ) متن : حرير رومى ، مج : خز رومى ، بنياد : خطايى رومى ( 16 ) مج : اثر كهنگى در شكن ( 17 ) مپ 2 - جامه ( 18 ) مپ 2 - شده ( 19 ) مج - بود ( 20 ) مج - ابو ( 21 ) مج : نگريسته ( 22 ) متن + آن‌را ( 23 ) متن : برون آورد ( 24 ) مج : مأمون بدانست دريافت ( 25 ) مپ 2 - آن‌گاه ( 26 ) مپ 2 : آورد ( 27 ) متن + كه ( 28 ) مج + كه ( 29 ) متن + بلا آن‌را دريابد ( 30 ) مج : پوشى ( 31 ) مج + و ، بنياد - بلا آن‌را . . . آسيبى و كششى ( 32 ) متن و مج : آن‌را اعتبار شد ، مپ 2 - آن را اعتبارى نباشد ( 33 ) مج - در آن معنى ( 34 ) متن و مپ 2 : با ( 35 ) متن + بگفت
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 611 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )