سبقت نتواند كرد و لكن « 1 » جمال خلافت در خلق كريم « 2 » و عدل عميم است كه به خلق دلها صيد كرده شود و به عدل تنها را نگاه داشته آيد .
حكايت ( 8 ) [ اعيان قريش و سادات آل عباس در خدمت مأمون ، هنگامى كه او بعد از خروج ابراهيم مهدى از خراسان به بغداد آمده بود . ]
در آن وقت كه امير المؤمنين مأمون از خراسان به بغداد مىآمد تا بر سرير خلافت نشيند جماعتى از اعيان قريش و سادات آل عباس كه بر « 3 » وى خروج « 4 » كرده بودند و « 5 » با عم او ابراهيم مهدى « 6 » بيعت كرده « 7 » به حكم ضرورت او را استقبال كردند و چون به خدمت او پيوستند « 8 » ايشان را بنواخت و گرامى كرد « 9 » ، و جمله عذرها « 10 » تمهيد مىكردند . مأمون گفت :
آنچه در اول حال از شما در وجود آمد شما را معلوم است و آنچه در آخر نيز ، و « 11 » انجام كار شما آنچه دل شما خواهد خواهد بود « 12 » ، آن بهتر كه آنچه در ميان دو حال رفت « 13 » فراموش كرده آيد . جمله به دل قوى بر وى آفرين كردند « 14 » و به اخلاص به خدمت او قيام نمودند .
حكايت ( 9 ) [ سفارش متوكل به يكى از اركان دولت در باب نامههايى كه نزد او مىفرستاد . ]
احمد مدبّر مىگويد كه امير المؤمنين متوكل مرا فرموده بود كه هرگاه كه توقيع من به تو رسد در آن تأملى « 15 » كن اگر « 16 » در آن فرمان مصلحت مردمان و آسايش رعيت « 17 » باشد آن را « 18 » زود امضا كن و « 19 » به من مراجعت مكن و اگر فرمانى « 20 » باشد كه مسلمانى را « 21 » از آن رنجى « 22 » خواهد رسيد در آن باب توقف كن و به من رجوع كن زيرا كه
هامش
( 1 ) مج - و لكن
( 2 ) متن و مپ 2 : و كرم
( 3 ) متن : به
( 4 ) متن :
خروش
( 5 ) مپ 2 - كه به وى . . . بودند و
( 6 ) مج - مهدى
( 7 ) متن و مپ 2 + بودند
( 8 ) متن و مج + او
( 9 ) مپ 2 - و گرامى كرد
( 10 ) مج : عذر آن حال
( 11 ) متن و مپ 2 - و
( 12 ) متن و مپ 2 : انجام كار شما با من خواهد بود همچنان بود كه شما مىخواهيد
( 13 ) مج : رفته است
( 14 ) مج : گفتند
( 15 ) متن و مپ 2 : تامل
( 16 ) مج : آنچه
( 17 ) متن و مپ 2 و مج + فرمان
( 18 ) مج - آنرا
( 19 ) مج - و
( 20 ) متن و مپ 2 : فرمان
( 21 ) مج : به مسلمانان
( 22 ) مپ 2 : رنج