تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
ترا « 1 » حلال كردم و « 2 » باقى به وقت حاجت « 3 » به فرزند من برسانى « 4 » . پسر بازرگان « 5 » قبول كرد و آن « 6 » سرهنگ برفت و « 7 » دو بدره زر « 8 » بياورد در « 9 » مقدار ده هزار دينار و « 10 » به وى تسليم كرد « 11 » و هيچ حجت نخواست ، و چون آن « 12 » سرهنگ به روم رفت در آن مصاف « 13 » شهيد شد و آن پسر آن مال را « 14 » محافظت مىكرد . بازرگان « 15 » از آن مال « 16 » باخبر « 17 » شد « 18 » ، گفت : اى پسر « 19 » حال من در دست « 20 » تنگى و عسرت « 21 » به حد كمال رسيده « 22 » و چندين مال در دست تو است « 23 » اگر بگذارى تا « 24 » قدرى ازين مال در « 25 » نفقه « 26 » كنيم « 27 » و بر خود اوام دانيم « 28 » چون آن « 29 » را « 30 » طالبى معين نيست چه زيان دارد . آن پسر گفت : حال تو از خيانت « 31 » بد شده است « 32 » اگر جان من برآيد « 33 » من درين خيانت نكنم . چون مدتى برآمد « 34 » حال فرزندان سرهنگ بد شد و دست‌تنگى « 35 » به ايشان در پيوست « 36 » به نزديك پسر بازرگان آمدند و از وى التماس نمودند تا ايشان را « 37 » سوى عبد الملك قصه نويسد « 38 » و از وى چيزى خواهد « 39 » چون آن قصه به عبد الملك دادند « 40 » گفت : هر كس
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : به تو ( 2 ) مج - و ( 3 ) متن و مپ 2 - به وقت حاجت ( 4 ) مپ 2 : برسان ، مج : رسانى ( 5 ) متن + آن مال ، مپ 2 + آن‌را ( 6 ) مج - آن ( 7 ) مج - برفت و ( 8 ) مج - زر ( 9 ) مپ 2 : به ، مج : و ( 10 ) مپ 2 و مج - و ( 11 ) مج : به وى داد ( 12 ) مج - آن ( 13 ) مپ 2 : جا ( 14 ) متن : و آن مال پسر را ( 15 ) متن : و پدرش را ، مج : و پدرش ( 16 ) متن و مپ 2 و بنياد : حال ( 17 ) متن : خبر ( 18 ) مپ 2 : وقوف يافت ، مج + با فرزند ( 19 ) مج - اى پسر ( 20 ) مج - دست ( 21 ) متن و مپ 2 : حيرت ، بنياد : حسرت ( 22 ) متن + است ( 23 ) متن و مج : ما است ( 24 ) مپ 2 - بگذارى تا ( 25 ) مج و بنياد - در ( 26 ) مپ 2 + خود ( 27 ) مج : كنم ( 28 ) مج : وام دانم ( 29 ) مج : اين ( 30 ) مج + حال ( 31 ) متن : جنايت ( 32 ) مج : بد شد ( 33 ) مج : تا جان من بود ( 34 ) متن و مپ 2 + و ( 35 ) مج : عسرتى ( 36 ) مپ 2 - و دست . . . پيوست ، مج : در پيوسته ( 37 ) مپ 2 : به جهت ايشان ، متن + به ( 38 ) متن : نويسند ( 39 ) متن و مج : خواهند ( 40 ) مج : داد
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 587 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )