آن شب تاريك به در دكان بقالى رفتم و بسيارى « 1 » تضرع نمودم و حال خود با وى باز گفتم « 2 » تا در دكان بگشاد و قدرى روغن و « 3 » شكر به من داد « 4 » . و آن را « 5 » در كاسه كرده بودم و در آن راه و حلى « 6 » عظيم بود « 7 » به حيله مىآمدم « 8 » .
ناگاه سر « 9 » پايم به « 10 » سنگى بر « 11 » آمد و بيفتادم « 12 » و كاسه بشكست و روغن و شكر « 13 » بريخت . قيامت از جان « 14 » من برخاست و « 15 » فرياد از نهاد من برآمد و به آوازى « 16 » بلند « 17 » بگريستم و بر خود نوحه كردم . پس « 18 » مردى از منظرى آواز داد كه اى شيخ ترا چه رسيده است « 19 » كه درين نيم شب فرياد مىكنى و مردمان را به خواب نمىگذارى « 20 » ؟ گفتم « 21 » : عيال من اين ساعت در رنج وضع حمل مانده « 22 » است « 23 » ، دانگى و « 24 » نيم « 25 » درم « 26 » داشتم كه به جهت او قدرى شكر « 27 » و « 28 » روغن خريده بودم « 29 » اين ساعت بشتافتم و كاسه بشكست و شكر « 30 » و روغن بريخت « 31 » . آن مرد گفت : اين همه اضطراب از براى دانگى و نيم نقره « 32 » است « 33 » ! گفتم : اى خواجه « 34 » افسوس مكن كه آفريدگار تعالى و تقدس « 35 » محول « 36 » احوال بندگان است ، مرا وقتى ثروتى و نعمتى بود و
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج : بسيار
( 2 ) مپ 2 - و حال خود با وى بازگفتم
( 3 ) متن - روغن و
( 4 ) مج : قدرى شكرى و روغنى به من فروخت
( 5 ) متن : و من روغن و شكر ، مج - و آنرا
( 6 ) مج : وحل
( 7 ) متن + من
( 8 ) مپ 2 - به حيله مىآمدم
( 9 ) مج - سر
( 10 ) مج بر
( 11 ) مج - بر
( 12 ) متن و مپ 2 + و
( 13 ) مپ 2 و مج - و شكر
( 14 ) متن و مج - جان
( 15 ) مپ 2 - قيامت از . . . برخاست
( 16 ) مج : آواز
( 17 ) مپ 2 - به آوازى بلند
( 18 ) مج - پس
( 19 ) مپ 2 : رسيد
( 20 ) مپ 2 - و مردمان . . . گذارى ، متن + من ، مپ 2 + من حال
( 21 ) متن و مپ 2 + كه
( 22 ) مج : آمده
( 23 ) مپ 2 - عيال من . . . مانده است
( 24 ) متن و مج - دانگى و
( 25 ) مج + دانگ
( 26 ) مپ 2 - درم
( 27 ) مپ 2 - كه به . . . شكر
( 28 ) مپ 2 + به
( 29 ) مپ 2 : دادم ، متن + من
( 30 ) مج - شكر ، مپ 2 - اين ساعت . . . و شكر
( 31 ) مپ 2 : و حال چنين شد
( 32 ) مج : نيم دانگ درم
( 33 ) مپ 2 : مىكنى
( 34 ) مج + ظن و
( 35 ) مپ 2 - و تقدس ، مج - تعالى و تقدس
( 36 ) متن و مپ 2 : مدبر