معلوم گردد .
بيت « 1 »
دهد بستاند و عارى ندارد * بجز داد و ستد كارى ندارد
حكايت ( 5 ) [ تاجرى كه در سفر كعبه هميان زر خود را گم كرد و سالها بعد دوستى آن را به وى بازداد . ]
آوردهاند كه يكى « 2 » از معارف تجار قصد زيارت كعبهء معظم « 3 » كرد و به جهت « 4 » اخراجات راه قدرى زر مهيا گردانيد ، و گوهرى نفيس « 5 » كه قيمت آن سه هزار دينار « 6 » بود با آن زر « 7 » در هميانى « 8 » كرد و بر ميان بست « 9 » ، و در مرحلهاى از مراحل « 10 » به قضاى حاجت مشغول شد و هميان از ميان بگشاد « 11 » و چون از « 12 » حاجت نفسانى « 13 » فارغ شد هميان را « 14 » فراموش كرد و برفت . چون قدرى راه قطع كرد او « 15 » را از حال هميان « 16 » ياد « 17 » آمد . مراجعت نمود و باز نيافت « 18 » ، اما چون صنوف « 19 » اموال ديگر را « 20 » مالك « 21 » بود از فوات آن به دل « 22 » او « 23 » چندان بار « 24 » ننشست « 25 » . و چون حج اسلام بگزارد و شرايط مناسك به جاى آورد « 26 » و به وطن اصلى مراجعت نمود انواع « 27 » محنت روى به دو نهاد و هر تير تدبير كه مىانداخت خطا مىشد و هر تجارت كه از راه تجارب پيش مىگرفت سبب خسران
هامش
( 1 ) مج : نظم
( 2 ) مج : وقتى
( 3 ) مج : مكه معظمه
( 4 ) متن : وجه مج : تجارت او
( 5 ) مپ 2 - نفيس
( 6 ) متن و مپ 2 - دينار
( 7 ) مج :
اخراجات
( 8 ) مج : هميان
( 9 ) متن و مپ 2 - و بر ميان بست
( 10 ) مپ 2 - از مراحل
( 11 ) مپ 2 - و هميان از ميان بگشاد
( 12 ) مج + قضاى
( 13 ) مپ 2 و مج - نفسانى
( 14 ) مج : آنجا
( 15 ) مپ 2 : آن
( 16 ) مپ 2 - از حال هميان
( 17 ) مپ 2 + ش
( 18 ) مپ 2 : چون بيامد نيافت
( 19 ) مج - صنوف
( 20 ) متن و مپ 2 - را
( 21 ) متن و مپ 2 : ممالك
( 22 ) متن : به زوال
( 23 ) مپ 2 - به دل او
( 24 ) مپ 2 + بر خاطر
( 25 ) متن و مپ 2 : نبود ، متن + كه كمتر چيزى
( 26 ) مپ 2 - و شرايط مناسك به جاى آورد
( 27 ) مج - انواع