تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
بعد از « 1 » هفت سال جماعتى از معارف شهر شفاعت كردند و مرا بگذاشت . چون « 2 » شماتت اعدا « 3 » تحمل نمىتوانستم كرد « 4 » از آنجا برون آمدم و مقصد و مقصود « 5 » من تو بودى « 6 » گفتم كه « 7 » در امور معاش « 8 » با تو مشورتى « 9 » كنم « 10 » . راوى مىگويد كه چون او اين سخن‌ها بر من « 11 » حكايت كرد من او را جواب دادم و « 12 » گفتم كه « 13 » آفريدگار عالم جل جلاله « 14 » به سبب حسن اعتقاد تو بعضى از مال تو را « 15 » به تو رساند . او گفت : چه‌گونه ؟ من گفتم : پيش ازين به هفت سال من هميانى يافته‌ام هم بر « 16 » آن « 17 » موضع كه تو نشان مىدهى و صفت هميان هم آنست كه « 18 » تقرير كرده‌اى « 19 » و « 20 » در آنجا يك هزار دينار بود « 21 » و به شرط امانت « 22 » برداشته‌ام و در تصرف آورده « 23 » . گفت « 24 » : آن « 25 » هميان همچنان « 26 » برجاى هست « 27 » ؟ گفتم : هست . گفت : بفرماى تا بيارند « 28 » . من « 29 » هميان « 30 » را به خدمت او آوردم و آن‌را برگردانيد و گفت همان است « 31 » و پايان آن‌را « 32 » بشكافت و از آنجا پاره‌اى « 33 » ياقوت رمانى برگرفت « 34 » بر « 35 » مثال كف دست چنان كه از شعاع آن خانه روشن
هامش
( 1 ) مج - از ( 2 ) متن و مپ 2 + من ( 3 ) متن + را ( 4 ) مپ 2 - كرد ( 5 ) مج - و مقصود ( 6 ) متن + و با خود ( 7 ) مج - كه ( 8 ) بنياد + در اين شهر ( 9 ) مج : مشورت ( 10 ) مپ 2 - گفتم كه . . . كنم ، متن و مپ 2 + پس ( 11 ) مپ 2 : چون او حال ( 12 ) مج - كه چون او . . . دادم و ( 13 ) مج - كه ( 14 ) مج - عالم جل جلاله ( 15 ) متن و مپ 2 - را ( 16 ) مپ 2 : در ( 17 ) مج : بر همان ( 18 ) مپ 2 + تو ( 19 ) مپ 2 : كردى ( 20 ) مپ 2 + آن را ( 21 ) مپ 2 - در آنجا يك . . . بود ( 22 ) مج : آن‌را به شرط ( 23 ) مج + اين ساعت هزار دينار تو در اوست بگير و در مصالح خود صرف كن مرد چون اين حديث بشنيد ( 24 ) مپ 2 - در تصرف آورده گفت ( 25 ) مج - آن ( 26 ) مج - همچنان ( 27 ) مپ 2 : است ( 28 ) مپ 2 - گفتم هست . . . بيارند ، مج : و بيار ( 29 ) مپ 2 : پس من ، مج - من ( 30 ) مپ 2 : آن ( 31 ) متن و مج - و گفت همان است ( 32 ) متن و مپ 2 - پايان آن‌را ( 33 ) متن : بازه ( 34 ) مج : بيرون آورد ( 35 ) مج - بر