زيادت « 1 » از آن بود كه « 2 » وصف « 3 » كرده بود . آنرا در هميانى « 4 » دوختم و يك هزار دينار بر سر وى « 5 » نهادم و به بغداد آمدم . روزى در « 6 » جزيره بر لب دريا « 7 » از براى آسايش در آب « 8 » رفتم و هميان بر لب دجله بگذاشتم « 9 » و چون ساعتى از برودت آب روح من « 10 » روحى « 11 » يافت « 12 » از آب « 13 » برآمدم و جامه بپوشيدم و هميان را بر لب « 14 » دجله فراموش كردم . بعد « 15 » از ساعتى « 16 » از حال هميان « 17 » مرا « 18 » ياد آمد « 19 » ، مراجعت نمودم « 20 » هرچند پيش « 21 » طلبيدم « 22 » كم يافتم « 23 » . با خود گفتم كه قيمت آن جواهر « 24 » سه هزار دينار است از « 25 » مال خود به امير ولايت « 26 » دهم . پس به خدمت امير ولايت شدم « 27 » و صورت حال با او بگفتم « 28 » و آنچه « 29 » خواسته بود من « 30 » از مال خود خريده بودم جمله به وى « 31 » تسليم افتاد . او « 32 » گفت : بهاى « 33 » گوهر من پنجاه هزار دينار است « 34 » گوهر من باز ده « 35 » و الا پنجاه هزار دينار « 36 » بستانم « 37 » . پس مرا در بند كرد و تمامت اموال و اسباب « 38 » مرا در تصرف آورد و هفت سال در بند او بماندم « 39 » .
هامش
( 1 ) مج : زياده
( 2 ) مج و مپ 2 + او را
( 3 ) مج : صفت
( 4 ) مج :
هميان
( 5 ) مپ 2 : آن ، مج : در هميان
( 6 ) مج : بر
( 7 ) مج : آب دجله
( 8 ) متن و مپ 2 : آب
( 9 ) مپ 2 + و در آب رفتم
( 10 ) متن - من
( 11 ) مج - آب روح من روحى
( 12 ) مپ 2 - ساعتى از . . . روحى يافت ، مج : سردى يافتم
( 13 ) مج : آن
( 14 ) مج + آب
( 15 ) مپ 2 : چون
( 16 ) مج - بعد از ساعتى
( 17 ) مپ 2 - از ساعتى از حال هميان
( 18 ) مج - مرا
( 19 ) متن + و ، مپ 2 + و باز
( 20 ) مپ 2 : كردم
( 21 ) مپ 2 - بيش
( 22 ) مپ 2 : بطلبيدم
( 23 ) مپ 2 : نيافتم
( 24 ) مج :
جوهر
( 25 ) مپ 2 - از
( 26 ) مج : امير ولايت را تاوان
( 27 ) مج :
و چون به ولايت رفتم
( 28 ) متن و مج : به امير بازگفتم
( 29 ) متن و مپ 2 + او
( 30 ) مج - من
( 31 ) مج - به وى
( 32 ) متن و مج - او
( 33 ) مج - بها
( 34 ) مج : بها داشت
( 35 ) مج : گوهر بعينه به من تسليم كن
( 36 ) مپ 2 : همان قدر
( 37 ) مج : بده
( 38 ) مپ 2 - و اسباب
( 39 ) مج : مرا در بند كرد