تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
زيادت « 1 » از آن بود كه « 2 » وصف « 3 » كرده بود . آن‌را در هميانى « 4 » دوختم و يك هزار دينار بر سر وى « 5 » نهادم و به بغداد آمدم . روزى در « 6 » جزيره بر لب دريا « 7 » از براى آسايش در آب « 8 » رفتم و هميان بر لب دجله بگذاشتم « 9 » و چون ساعتى از برودت آب روح من « 10 » روحى « 11 » يافت « 12 » از آب « 13 » برآمدم و جامه بپوشيدم و هميان را بر لب « 14 » دجله فراموش كردم . بعد « 15 » از ساعتى « 16 » از حال هميان « 17 » مرا « 18 » ياد آمد « 19 » ، مراجعت نمودم « 20 » هرچند پيش « 21 » طلبيدم « 22 » كم يافتم « 23 » . با خود گفتم كه قيمت آن جواهر « 24 » سه هزار دينار است از « 25 » مال خود به امير ولايت « 26 » دهم . پس به خدمت امير ولايت شدم « 27 » و صورت حال با او بگفتم « 28 » و آنچه « 29 » خواسته بود من « 30 » از مال خود خريده بودم جمله به وى « 31 » تسليم افتاد . او « 32 » گفت : بهاى « 33 » گوهر من پنجاه هزار دينار است « 34 » گوهر من باز ده « 35 » و الا پنجاه هزار دينار « 36 » بستانم « 37 » . پس مرا در بند كرد و تمامت اموال و اسباب « 38 » مرا در تصرف آورد و هفت سال در بند او بماندم « 39 » .
هامش
( 1 ) مج : زياده ( 2 ) مج و مپ 2 + او را ( 3 ) مج : صفت ( 4 ) مج : هميان ( 5 ) مپ 2 : آن ، مج : در هميان ( 6 ) مج : بر ( 7 ) مج : آب دجله ( 8 ) متن و مپ 2 : آب ( 9 ) مپ 2 + و در آب رفتم ( 10 ) متن - من ( 11 ) مج - آب روح من روحى ( 12 ) مپ 2 - ساعتى از . . . روحى يافت ، مج : سردى يافتم ( 13 ) مج : آن ( 14 ) مج + آب ( 15 ) مپ 2 : چون ( 16 ) مج - بعد از ساعتى ( 17 ) مپ 2 - از ساعتى از حال هميان ( 18 ) مج - مرا ( 19 ) متن + و ، مپ 2 + و باز ( 20 ) مپ 2 : كردم ( 21 ) مپ 2 - بيش ( 22 ) مپ 2 : بطلبيدم ( 23 ) مپ 2 : نيافتم ( 24 ) مج : جوهر ( 25 ) مپ 2 - از ( 26 ) مج : امير ولايت را تاوان ( 27 ) مج : و چون به ولايت رفتم ( 28 ) متن و مج : به امير بازگفتم ( 29 ) متن و مپ 2 + او ( 30 ) مج - من ( 31 ) مج - به وى ( 32 ) متن و مج - او ( 33 ) مج - بها ( 34 ) مج : بها داشت ( 35 ) مج : گوهر بعينه به من تسليم كن ( 36 ) مپ 2 : همان قدر ( 37 ) مج : بده ( 38 ) مپ 2 - و اسباب ( 39 ) مج : مرا در بند كرد
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 572 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )