در حق تو قرابت دارم ، امير المؤمنين در « 1 » كرم خود چگونه روا دارد كه بنى اميه در عفو كردن از خاينان بر بنى عباس سبقت نمايند « 2 » ؟
امير المؤمنين فرمود : كه از تو عفو كردم و بفرمود : تا خلعتها آوردند و به دو دادند « 3 » و پنجهزار دينار نقد فرمود و ده تخت جامه « 4 » و ده سر اسب و او را با خلعت فاخر نيكو و دلى خوش « 5 » بازگردانيدند . ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم « 6 »
[ مداواى پادشاه تيزخشم توسط حكيم دانا ]
حكايت ( 8 ) آوردهاند كه يكى از ملوك « 7 » مدينه « 8 » به كمال علم و جمال حلم و بسطت ملك و رفعت قدر از ملوك زمان بر سر آمده بود .
وقتى با خود فكرت مىكرد كه از براى امراض نفسانى و بيماريهاى عارضى
هامش
( 1 ) مپ 2 : از .
( 2 ) متن : صدقت فرمائيد .
( 3 ) مپ 2 : او را خلعت دادند .
( 4 ) مپ 2 - و ده تخت جامه .
( 5 ) مپ 2 - نيكو و دلى خوش
( 6 ) مپ 2 - ذلك فضل اللّه . . . . ، نسخه مج تمام اين حكايت را خيلى خلاصه و پريشان ضبط كرده است دو سه عبارت از شروع داستان را تا « بدست عسس ببارگاه مأمون رسيد » نوشته پس از آن بدين عبارات ادامه داده و ختم كرده است « و گفت جنايت من به جنايت سعيد در خلافت معاويه مىداند و باوجود آنكه از خويشان نبود عفو فرمود و من حق قرابتى دارم مأمون فرمود از كرم خود چگونه روا دارم كه بنى اميه در عفو بر بنى العباس سبقت نمايند از تو عفو كردم و بفرمودم تا خلعتهاى فاخر آوردند و پنجهزار دينار نقد انعام فرمود و ده تخت جامه و ده سر اسب داد و با خلعت بازگردانيد . ابن ابى داورى گويد كه هرگز كسى ياد ندارد كه كسى را براى كشتن حاضر آرند و با چنين تشريف و انعام بازگردانند .
( 7 ) متن و مج + در اسلام .
( 8 ) مج : ديرينه .