جمله سوگند خوردى ؟ و چون بر مطالبت تو تشديدى « 1 » واجب ديدم چندين « 2 » مال حاصل كردى . اين مال از كجا آوردهاى ؟ يحيى صورت حال باز گفت و تفصيل آن اوام « 3 » عرضه داشت . مأمون ساعتى دير سر در پيش افكند « 4 » و عرق حيا ديدم كه در پيشانى وى پديد آمد « 5 » . آنگاه سر برآورد و گفت : آن « 6 » مال به تمامت « 7 » به تو بخشيدم . و يحيى خدمت كرد و جماعت « 8 » گفتند كه : اين مال « 9 » خطيرست اگر امير المؤمنين « 10 » بر وجه « 11 » قرض از وى بگيرد و به آهستگى به وى رسانيده آيد آخر « 12 » خزينه را توفيرى بود . مأمون گفت : شرم دارم « 13 » كه بندگان دولت من در كرم به من سبقت « 14 » نمايند ، و حيا مرا مانع آيد كه چيزى كه بخشيدم بدان رجوع كنم . پس يحيى مال را در تصرف آورد و آنچه از دوستان اوام كرده بود بگزارد و باقى مال كه بماند از آن « 15 » عيشى خوش گذرانيد . و اين حيا كه در نتيجهء كرم او موجود « 16 » بود در ذات امير المؤمنين موجود بود
[ تأثر امام سجاد عليه السلام از سخن دخترك شش سالهء ايشان ]
حكايت ( 7 ) آوردهاند كه زين العابدين « 17 » را پسرى بود طفل . روزى او را در كنار گرفته بود « 18 » و مىنواخت و شفقت مىكرد « 19 » . دختركى « 20 » داشت شش ساله ، گفت : اى پدر او را دوست مىدارى ؟ گفت : آرى . دخترك « 20 » گريان گشت .
زين العابدين « 21 » پنداشت كه آن دختر از غيرت مىگريد . سر او را در كنار گرفت
هامش
( 1 ) مپ 2 و بنياد : تشددى
( 2 ) بنياد : چندينى .
( 3 ) بنياد + براستى .
( 4 ) مپ 2 - و تفصيل آن اوام عرضه داشت
مپ 2 : افكنده .
( 5 ) مپ 2 :
عرق حيا بر جبين او ظاهر شد ، بنياد : عرق حيا در جبين او پديد آمد .
( 6 ) مپ 2 و بنياد : اين .
( 7 ) مپ 2 : تمام ، بنياد : بالتمام + و كمال .
( 8 ) مپ 2 و بنياد :
جماعتى .
( 9 ) مپ 2 و بنياد : مالى
( 10 ) متن : مأمون ، بنياد : امير .
( 11 ) مپ 2 : به سبيل .
( 12 ) مپ 2 - آخر .
( 13 ) بنياد : داريد .
( 14 ) مپ 2 : مسابقت
( 15 ) - متن : باقى مال كه از آن وى بود
( 16 ) - مپ 2 : وجود
( 17 ) بنياد : يكى از عباد .
( 18 ) مپ 2 : گرفت .
( 19 ) مپ 2 - و شفقت مىكرد .
( 20 ) متن : دخترى .
( 21 ) بنياد : او .