چون اين مكرمت مشاهده كردم خداى عز و جل را شكر بسيار گفتم « 1 » و پيوسته ثناى اميرزاده ورد « 2 » زبان خود ساختم « 3 » و با خود مى « 4 » گفتم ، بيت :
نوميد مشو ز بخت و دل تنگ مدار * كايزد به كرم ساخته گرداند كار
[ حكايت يكى از نزديكان مأمون به جرمى محكوم به پرداخت مالى فراوان شد ]
حكايت ( 6 ) در كتاب فرج بعد الشدة آورده است كه محمد عيسى مروزى دوست يحيى « 5 » خاقان بود و چنين حكايت كرد كه : وقتى مأمون « 6 » از يحيى خاقان « 7 » برنجيد و از وى مال طلب كرد و از وى هيچ عذر « 8 » قبول نفرمود و محصلى مال به هشام صاحب حرس حواله فرمود و ميان ايشان عداوتى قوى بود . پس هشام موكلان را فرمود كه در حفظ او مبالغت نمايند « 9 » كه نبايد كه شربت زهر تجرع كند . چون يحيى از صورت حال آگاه شد و دانست كه در تحصيل آن مال تشدد و عقوبت خواهد بود « 10 » از حسن سهل و فرج رخّجى « 11 » و حميد طوسى در آن باب استعانت « 12 » طلبيد و ايشان آن قدر مال كه بايست به نزديك او فرستادند « 13 » . چون مال تمام شد به حضرت « 14 » انها كردند كه مال حاصل شدست فرمان چيست ؟
مأمون او را پيش تخت حاضر كرد و احمد ابو خالد و عمرو مسعده و « 15 » على هشام حاضر بودند . چون چشم مأمون بر يحيى افتاد گفت : نه تو در « 16 » حضرت « 17 » ما عرضه داشته بودى « 18 » كه ثلثى مال بيش « 19 » نتوانم گزارد ، و برين
هامش
( 1 ) مپ 2 : شكر كردم .
( 2 ) متن : در ، بنياد : ثناى او را در .
( 3 ) بنياد :
مىراندم
( 4 ) متن - مى .
( 5 ) بنياد - يحيى .
( 6 ) مپ 2 : امير المؤمنين ، بنياد : خليفه
( 7 ) بنياد : برمكى .
( 8 ) مپ 2 + و دفع .
( 9 ) مپ 2 : و هشام در آن مبالغت نمود و محافظت مىكرد .
( 10 ) مپ 2 : نمود .
( 11 ) بنياد - فرج رخجى .
( 12 ) مپ 2 : استغاثت .
( 13 ) مپ 2 : و ايشان او را به مال مدد كردند .
( 14 ) بنياد + خليفه
( 15 ) بنياد - مسعده و .
( 16 ) مپ 2 و بنياد : بر .
( 17 ) مپ 2 - حضرت .
( 18 ) بنياد : داشتى
( 19 ) مپ 2 :
بيش از ثلثى مال ، بنياد : ثلثى از آن مال بيش .