آنچه گفتم خطا گفتم « 1 » از من عفو كن از بهر آنكه عذرخواه نيك دارم ابلهى و كودنى « 2 » . پس گفت : به جان و سر من كه آن « 3 » قصيدهء خويش بر خوان ، من هرچند كه دفع كردم مفيد نبود « 4 » . آن « 3 » قصيده را تمام بخواندم و ذكر بىشلوارى پدر او كرده بودم « 5 » . گفت : به خداى كه به « 6 » جامه خانهء ذو اليمينين هزار « 7 » و سيصد شلوار بشمردم كه بند در آن نكشيده بودند بيرون « 8 » شلوارها « 9 » كه گاهگاه آن را درپوشيدى . من گفتم « 10 » : امير جرم مرا درگذاشته « 11 » اگر « 12 » بذكر آن مرا « 13 » شرمسار نگرداند « 14 » و اين عفو را مهنا فرمايد « 15 » كمال « 16 » كرم باشد . پس اين حديث بگذاشت و گفت : ما امروز مهمان توايم « 17 » . پس با او به قصر رفتيم و اين « 18 » روز آنجا عزيمت « 19 » مقام كرديم .
چندانكه طلايع لشكر صبح ظاهر شد مرا بفرستاد تا لشكر را به سه فرسنگى حصن فرود آوردم و آن روز تا نماز ديگر آنجا بود و از حصين احوال نصر شيث « 20 » معلوم گردانيد « 21 » و طريق گرفتن ولايت و به دست آوردن او بازپرسيد . پس گفت : هيچت افتد كه با ما درين سفر موافقت كنى ؟ حصين گفت : مدتى است كه من خانه نشستهام و عزل « 22 » اختيار كردهام و اسباب سفر به تمام و كمال مذهوب شده است . عبد اللّه طاهر بفرمود تا پنج
هامش
( 1 ) مج و بنياد : تا گفتم آنچه گفتم ، مج + اگر خطايى آمد
( 2 ) مپ 2 و مج :
كودكى ، بنياد - از من عفو كن . . . ابلهى و كودنى
( 3 ) متن و مج : اين
( 4 ) مج + آخر
( 5 ) متن : كردهام ، مپ 2 : كردم
( 6 ) متن - به ، مج و بنياد : در
( 7 ) مج : يكهزار
( 8 ) مپ 2 + از
( 9 ) مج : شلوارهايى
( 10 ) متن و مپ 2 + اى
( 11 ) مپ 2 : درگذاشتى ، مج : درگذاشته است
( 12 ) متن - اگر
( 13 ) متن : بدكرداران را ،
( 14 ) مپ 2 : بذكردآنرا شرمسار مگردان
( 15 ) مپ 2 - و اين عفو را مهنا فرمايد
( 16 ) مپ 2 : كه كمال
( 17 ) مپ 2 :
تا امروز مهمان توام
( 18 ) مپ 2 و مج و بنياد : آن
( 19 ) متن + و ، مپ 2 و بنياد - عزيمت
( 20 ) مج - شبث
( 21 ) بنياد - نصر شيث معلوم گردانيد
( 22 ) مج و بنياد : عزلت