دست به احسان برگشاد « 1 » بايد كه تخم اصطناع در زمين خوش روى « 2 » محاسن اخلاق « 3 » اندازد تا بر خدمت آرد « 4 » .
[ فضل مروان پيشكار معتصم حكايتى از كرم و بخشش مأمون روايت مىكند ]
حكايت ( 13 ) و در تاريخ « 5 » مسطور است كه فضل مروان از جملهء معارف حضرت امير المؤمنين مأمون بود و « 6 » مصالح دولت معتصم پيش از تقلد خلافت بوى مفوّض بود « 7 » . چنين گفت : كه من در خدمت امير المؤمنين عظيم گستاخ « 8 » بودم و هرگاه كه خواستمى به حضرت او رفتمى . شبى از شبهاى « 9 » عيد به خدمت او شدم تا در « 10 » بعضى از مصالح معتصم در خدمت او كلمهاى عرضه دارم . چون به درگاه رفتم « 11 » بعضى « 12 » از شب گذشته بود ، درآمدم و مرا هيچ حجابى نبود . خود « 13 » به حرمگاه « 14 » او « 15 » درآمدم ، او را ديدم كه نشسته بود و سر در پيش افكنده و شمع پيش وى مىسوخت . چون دررفتم « 16 » مرا گفت : بيا اى نبطى حكايت كنيم . پس فرمود كه به چه مهم آمدهاى ؟ مصلحتى كه داشتم بازگفتم . پس گفتم « 17 » : امير المؤمنين را « 18 » عظيم « 19 » متأمل مىبينم موجب انديشه چيست « 20 » ؟ گفت : بدان كه فردا روز عيدست و ما را رسم بوده « 21 » است كه « 22 » وجوه حشم و معاريف « 23 » را تشريف « 24 » فاخر « 25 » دادهايم و انعامات متواتر « 26 » ارزانى داشته « 27 » ، و امسال
هامش
( 1 ) مج : برگشايد
( 2 ) مج : رويى
( 3 ) مج : نيكو خويى
( 4 ) مج :
خدمت ازو بردارد ، بنياد : بر خدمت او بردارد
( 5 ) مج + مايى
( 6 ) متن + در
( 7 ) مپ 2 - و مصالح دولت . . . بود
( 8 ) مج : بستاخ
( 9 ) مپ 2 - از شبهاى
( 10 ) متن و مپ 2 - در
( 11 ) متن و مج و بنياد + بعد از انكه
( 12 ) مپ 2 و مج و بنياد : پاسى
( 13 ) مپ 2 و مج و بنياد :
چون
( 14 ) مج و بنياد : خاص خانه
( 15 ) مپ 2 - حرمگاه او
( 16 ) متن و مج : من درآمدم
( 17 ) مپ 2 + يا
( 18 ) متن و مپ 2 - را
( 19 ) مپ 2 + ترا
( 20 ) مپ 2 - موجب . . . چيست
( 21 ) متن - بوده
( 22 ) مپ 2 : تا ، مج + هر عيدى
( 23 ) مج : معارف
( 24 ) مج : تشريفات
( 25 ) مپ 2 - فاخر
( 26 ) مج : متوافر
( 27 ) مپ 2 - ايم و انعامات . . .
داشته ، مج : داشتمى